در میان شهرها و مناطق مختلف ایران، تربت جام شهری است که پیدایش آن علاوه بر تبعیت از وضعیت اقلیمی و تأثیر پذیری از فراز و نشیبهای تاریخی و رویدادهای گوناگون سیاسی، وجود شخصیت شیخ احمد و اعقاب وی عامل مهمی در گسترش روستایی به نام «معدآباد» به صورت یک منطقه شهری بوده است.
ظاهراً جام در آن روزگار به منطقهی وسیعی به وسعت شهرستان تربت جام فعلی اطلاق میگردید و کرسی آن شهر بوزجان بود. امروزه بقایای این شهر قدیمی در حدود 18 کیلو متری شرق تربت جام به هیئت مجموعهای از تپههای کوچک و بزرگ محصور در زمینهای زراعی دیده میشود که به استناد روایات تاریخی و برسیهای باستان شناسی روزگاری به عنوان شهری پر رونق و آباد بوده است. این شهر اسلامی که در متون کهن به نامهای بوژگان، بوزگان و پوچکان نیز آمده است تا اوایل سده هفتم ه.ق همواره مرکز ولایت جام بوده و بر این اساس اعتبار و اهمیت خاصی داشته است.
به طور کلی این محوطهی وسیع در سه بخش ارگ بوزجان، شهر بوزجان و مقبرهی ابوذر بوزجانی قابل مطالعه است. ارگ از قسمتهایی است که در بخش شمال شرقی این محوطه به صورت تپهای عظیم خودنمایی میکند. به احتمال زیاد شهر بوزجان در اواسط قرن هفتم هجری در جریان یورشهای پیاپی مغولان ویران شده است، و زیرا مورخین قرون بعدی به ندرت از بوزجان یاد نمودهاند. بنا بر روایات جغرافیا نویسان سدههای اسلامی ناحیهی جانم دارای روستاها و توابع بیشماری بود و «معدآباد» یکی از آنها به شمار میآمد. چنان که ذکر شد این روستا همان مکانی است که شیخ احمد در آن خانقاهی برای موعظه و تدریس مریدان و پیروانش بر پا نمود و از آن به بعد «معدآباد» محل تردد ارادتمندان و زائران وی گردید و هر روز بر اهمیت آن افزوده شد.
از سوی دیگر این روستا صحنهی وقوع مجالس و حوادثی است که در داستانهای «خلاصة المقامات» روایت گردیده است. همچنین عزیمت حکمرانان حکومتی ،عرفا، مریدان شیخ و اندیشمندان برای دیدار با شیخ این روستای کوچک را به آوازه و شهرت رساند از جمله میتوان به دیدارهای ناصرالدین (معزالدین) ابوالحارث احمد سلطان سنجر سلجوقی، پسر ملک شاه با شیخ در معدآباد اشاره نمود و حتی پس از وفاتش نیز اعقاب سلطان سنجر بر پیرامون مزارش بناهایی ایجاد نمودند. این امر باعث ایجاد یک مرکزیت مذهبی برای این روستا شد و در اندک زمانی آوازهی شیخ و کراماتش در همهی نقاط پراکنده گردید. در پی آن مشتاقان طریقت حق بودند که برای کسب فیض از محضر وی به این منطقه سرازیر شدند و این مرکزیت مذهبی از اواخر سدهی پنجم ه.ق نقش مهمی در رونق و آبادانی «معدآباد» ایفا نمود.
شهر بوزجان نیز تحت تأثیر وجود شیخ و رفت و آمد سلاطین و توجهات آن ها به معدآباد به تدریج به منطقهی کوچکی تبدیل گردید و محل خاک سپاری شیخ احمد در کتب تاریخی به شکل تربت شیخ جام وارد شد. پس از وفات شیخ خاندان وی علاوه بر دارا بودن منصب شیخ الاسلامی و نفوذ مذهبی، به سبب خویشاوندی با سلاطین قدرتمند« آل کرت» که هرات و توابع آن را در دوران ایلخانان در دست داشتند سبب رونق و آبادی بیشتر شهر تربت جام گردید و همین ارادتها به شخصیت عرفانی شیخ احمد و خاندان وی بود که در جایگاه مزار این عارف بزرگ بناهایی ساخته شد و بدین ترتیب مجموعهی معماری شیخ السلام احمد جام گسترش یافته و در طول تارخ به این حد و غایت به لحاظ زیبایی، شکوه و عظمت رسید.
ورودی مجموعه
اگر چه مجموعهی معماری آرامگاهی مزار شیخ احمد جام و محوطههای وابسته با آن از نظر گستردگی و وسعت مساحتی حدود 64 هزار متر مربع را در بر میگیرد، اما بر اساس طرح شهر سازی سالیانپیش و در هنگام ایجاد معابر، گذرگاها و محله ها، مزار این عارف بزرگ بدون در نظر گرفتن هویت و فرهنگ اصیل و غنی مردم جام به ویژه نیازهای اعتقادی آنان، در حاشیهی شهر قرار گرفته است، به طوری که حتی دست رسی به این مکان از طریق خیابانها و معابر فرعی صورت میگیرد.
در واقع این قسمت از شهر بقایای همان روستای گسترش یافتهی « معدآباد» قدیم است که امروزه به صورت یک محلهی حاشیه ای به همان نام شناخته میشود و مقبراه و مسجد خواجه عزیزالله به گورستانی قدیمی در محوطهی آن قرار دارد. به تعبی دیگر وجود بناهای این مجموعه که میتوانست با برنامه ریزی و طرح تفصیلی شهری به سان نگینی در هستهی مرکزی شهر تربت جام بدرخشد با به گوشه راندن این مجموعه در نظام جدید باعث قطع ارتیاط معنوی این فضای قدسی با نقاط شهری مدرن شده است که این امر از هم گسیختگی شهری را نشان میدهد. به هر حال برای زیارت مرقد شیخ و دیدار از مجموعه باید چند خیابان عریض و فرعی را طی نمود تا به معبر سنگچین آن رسید. در این جایگاه زائران مطاف اهل دل را میبینیم که از گوشه و کنار شهر بومی و غیر بومی، با حالتی آرام و سرشار از تواضع و فروتنی نسبت به ساحت معنوی شیخ احمد جام شکوه و زیبایی معماری و هنر ایران را به نظاره مینشینند و بر این امر واقفند که پیر جام تنها متعلق به یک منطقه نیست بلکه در دل هر عاشق و شیدای عرفانی جای دارد.
ورودی مجموعه به گونهای است که نظر انسان را جلب نموده و به سوی خویش فرامیخواند. معماری آن شامل پیش طاق ورودی، آستانهی درگاه با دری چوبی و طاقها دو اشکوبه به طرفین است. پوشش پیش طاق مزین به نقاشیهایی ظریف و زیبا از گل و بوته احتماله از دوران تیموری و پس از آن است. در دو سوی ورودی خادمان مزار با خوشآمد گویی زائران و دیدار کنندگان از مجموعه را به داخل راهنمایی میکند و در بالای این قسمت لوحی با این مضمون نصب شده است: «فاخلع نعلیک» (برگرفته از آیه 12 سوریه مبارکه طه) یعنی موزه (کفش) از پای خارج ساز.
به دلیل اینکه در صحنهای مجموعه نماز یومیه، جمعه و اعیاد بر پا میشودورود به مجموعه با آداب خاصی انجام میگیرد به طوری که برای احترام و نشان دادن اردت خویش به شیخ احمد با پای برهنه وارد مجموعه میشوند. برای اجازت طلبیدن از شیخ، دو دست خود را بلند نموده و زنجیری را که از میانهی در چوبی به طرفین متصل است به سوی خود کشیده و با ادای احترام خاصی و درود فرستادن به روح این عارف بزرگ وارد محوطهی مزار میشوند. در چوبی قدیمی مجموعه آراسته به کتیبههای کوفی است که به دلیل محو شدن بیشتر قسمتهای آن قابل خواندن نیست اما ظاهر آن نشان از قدمت این اثر دارد.
محوطهی وسیع مزار سنگچین شده و وجود بعضی از سنگها که از کف سر برآورده راه رفتن بر روی آنها را به نوعی ریاضت تبدیل میکند، اما با این وجود مصالح، اجزاء و عناصر معماری آن در تناسب و هماهنگی لازم با بخشهای مختلف مجموعه است. در سال 1351 ش استانداری خراسان این محوطه را که با تدفین اموات و سنگ مزارهای مختلف نامسطح شده بود خاک برداری و تسطیح نمود و پس از آن با ایجاد آبنما و محوطهی چمنکاری این مکان را از وضعیت پیشین خود خارج ساخت، اما متأسفانه این طراحی از نظر اصولی و فنون کارشناسی مرمت متناسب با مجموعهی تاریخی نبود و بیشتر به انهدام بناهای آن کمک میکرد.
آبیاری تدریجی محوطههای چمن و همچنین وجود آبهای راکد در دو طرف آبنمای این قسمت باعث نفوذ آب به پی بناهای مجاور و در نتیجه تخریب آنها بود. لذا اقدام به برچیدن محوطه سازی و طرح و اجرای محوطه با نقشهی جدید شد که متناسب با مجموعه بوده و با بناهای آن نیز هماهنگی داشت. برای محوطه سازی مجموعه به عمق 70 سانتیمتری به مساحت 2237 متر مربع خاکبرداری انجام شدو حدود هزار متر مکعب خاک به بیرون از مجموعه منتقل گردید.
آرامگاه شیخ جام
آنچه از همه بیشتر در محوطه مجموعه جلب نظر مینماید،مرقد منور شیخ الاسلام احمد جامی است که نزدیک به ایوان مرتفع مزار در فضای باز به صورت باشکوهی قرار دارد. محل آرامگاه با مصالح آجر و گچ به شیوهای خاص از سطح محوطه بالا آمده و درخت پسته کهنسالی به صورت خودرو با شاخههای فراوانش در میان قبر روییده است که زائرین تربت شیخ اعتقاد خاصی به آن دارند. درخت رمز زندگی، باروری، فناناپذیر، واقعیت مطلق و سرچشمهی آب حیات است. درخت تمثیلی است از تمرکز ( ناف جهان ) و گاهی پذیرای کاروان نیاکان ما. بنابراین اعتقاد رویش درخت بر این مزار کنایه از جاودانگی یاد و خاطرهی شخصیت مدفون و از کرامات و برکات وی میباشد که دوباره آن روایتها و داستانهای بسیاری نقل میکنند و حتی در بین اشعار و ترانههای محلی و بومی تربت جام این درخت پسته برای خود جایگاهی دارد. دربارهی این نوع درختان پسته اعتقاد براین است که بر سر مقابر و مزارهای آزادگان مسلمان ایرانی و اکابر میروید، همچنین مردم نواحی مشرق خراسان درمورد درختان روییده بر مزارها بر این باورند که آنها از ناف دفن شدهگان روییدهاند.
محجری که از سنگ مرمر اطراف مزار را محصور نموده و 18 پایه از سنگ مرمر سیاه در بین آن زیبایی خاصی به محجر داده است، در اطراف این قسمت در طول قرون و اعصار دست نوشتهها و یادگاریهایی از مسافران و زائران مطاف اهل دل بر جای مانده است. همچنین دو سنگ افراشته نیز بر بالای سنگ و پایین پای مقبراهی شیخ نصب شده است.
لوح سنگی افراشته بر بالای سر
سنگ افراشته بالای سر از دو قسمت شکل گرفته است. لوح اصلی شامل طرحی نیم ترنجی در راس آن است و دیگر کلاهکهای الحاقی بالای آن قسمت نیز آراسته به طرح دالبری است که در زیر آن کلمهی جلاله (الله) تکرار شده است و زیر این کتیبه با گل و برگ و مقرنس تزیین گردیده است لوح اصلی دارای کتیبههایی به صورت معقلی و با خط نستعلیق است که در بالای قسمت ترنجی شکل و در زیر آن قرار دارد و حاشیه ی این دو کتیبه با گل و برگ و آرایههای گیاهی مزین شده است. در کتیبهی معقلی که در داخل یک ترنج قرار گرفته است چهار بار نام «محمدـ ص ـ » به شکل مربع تکرار شده است و در ذیل آن کتیبه اشعاری از « صارمی » به قلم نستعلیق با این ابیات در سال 1300 ه.ق نگاشته شده است.
ساقیا جام میم ده چون شراب سلسبیل
تا بنوشم شادمان بر یاد روح زنده پیل
قوس اعظم، شیخ الاسلام، احمد جامی که هست
رهروان راه یزدان را کراماتش دلیل
مخزن الاسرا بی چون منبع فیض اله
معدن وجد و خوارق صاحب خط جزیل
آن که بوسد بارگاهش را زصدق ادر طواف
روز وشب چون عرش با جمع ملائک جبرئیل
یاور شرع پیمبر چرخ ملت را ذکا
ماه ایوان سعادت ملهم رب جلیل
شاه باز آشیان قدس قطبی کز جلال
سالکان را در فنا فی الله میباشد وسیل
شکر لله ای ولی حق که هستی روز حشر
عاصیان را سوی یزدان از کرم نعم الوکیل
فخر من بس در دو عالم نسبت فرزندیت
گر چه هستم در پی افعال شیطان ذلیل
( صارمی) را راه خوشنودیت بنمای از کرم
کز دو صد الوند باشد بار عصیانم ثقیل
زحرمت بانی این لوح آمد پدید نظام الدوله الوالا محمد 1300
لوح سنگی پایین پا
این لوح در طرفین آراسته به کتیبه است.روی آن در بخش ترنجی شکل بالای لوح به خط زیبای ثلث نوشته شده:« کفی بالموت واعظا» و در زیر آن به خط نستعلیق این ابیات آمده است:
حجت الحق، قدوة الاوتاد، تاج العارفین
بدر دین شمس الهدی کهف الورا صدرا نام
شیخ الاسلام احمد جامی که خاک تربتش
کحل اعیان حقایق شد ز روی احترام
آن که صحن روضه قدسش ملائک هر صباح
آفتاب آسا کنند از فرط تعظیم اسلام
یارب این کعبه است از بس مرو را باشد صفا
یا گلستان ارم یا روضه دار السلام
مستفید از فیض جامش هم شریف و هم وضیع
مستفیض از جام فیضش هم خواص و هم عوام
در حقیقت خرقه پوش حضرت خیر البشر
در طریقت جرعه نوش حضرت هشتم امام
ای جناب درگهت اهل معارف را مآب
وی بذیل حضرتت اهل یقین را اعتصام
مخلصانت را توقع کز وفور مکرمت
جانب احوالشان تا بی عنان اهتمام
لایق تاریخ این لوح مبارک چون که بود
گوهر نظم درود حضرت خیر الانام
هر دم از حق صد تحیت خضر معنی گفت باد
بر رسوا هاشمی و آل اصحاب الکرام 1300
در پشت این اشعار در لوحی دیگر دو کتیبه دیده میشود که در کتیبه بالایی در یک بیت شعر با دو نوع خط کوفی گرهدار ( تزیینی) و ثلث تارخ وفات شیخ احمد به صورت ماده تاریخ این چنین نوشته شده است:
تاریخ وفاتش این است
«احمد جامی قدس سره»
و در زیر این کتیبه آمده است: « این دو لوح سراپای مرقد مطهر در زمان امیر اعظم امیر عبدالرحمان خان بهادر خلد دولته محمد خان هزاره بدر السلطنه هرات به تربتش (تقدیم) گردید. صورت اتمام بیافت الموفق بتوفیق الله عالیجاه فرامرز خان بهادر سپهسالار دولت امیر کبیر بود به همت بانی لازم دانسته با حسن وجه مرتب ساخته به مقصد رسانیده و منصوب ساخت امید قبول است 1300»
دستنگاشتههای تاریخی برنمایمحجر
مهمترین این دست نگاشتهها که بر روی محجر، به یادگار مانده متعلق به «نصیرالدین محمد همایون» پادشاه هندوستان است که به سال 951هجری قمری آن را با مرکب سیاه در بخشی از محجر ثبت نمود. وی در سفرخود به تربت جام و در هنگام زیارت مزار شیخ احمد این رباعی را نگاشت که در حال حاضر برای مراقبت بیشتر، این قطعهی سنگی در گنبد خانه مزار نگهداری میشود:
ای رحمت تو عذر پذیر همه کس
ظاهر به جناب تو ضمیر همه کس
درگاه و در تو قبله گاه همه خلق
لطفت به کرشمه دستگیر همه کس
سرگشتهی بادیه بیسرانجامی، محمد همایون شنبه 14 شوال سنه 951در بین پایهها در یکی از سنگهای سیاه بین محجر نیز اشعار ذیل دیده میشود:
مرشد نامی شیخ گرامی
احمد جامی عمم بره
سال وفاتش گر تو بجویی
احمد جامی قدس سره
حرره محمد معصوم بکری نامی 1012 هجری قمری
از این شخصیت یادگارهایی نیز در سلطانیه زنجان، مسجد علی اصفهانی و همچنین در قندهار بر جای مانده است.
این اشعار نیز با خط نستعلیق در بخشی دیگری از محجر سنگی مزار به چشم میخورد:
یا رب ز شراب شوق یک جامم بخش
در طاعت و بندگی سرانجامم بخش
هر چند گنـاهکــارم ای بـار خــدای
آزاد کـن و به احمـد جـامـم بخش
1054 هجری قمری
هرگز نفس شاد به عالم نزدیم
خوردیم بسی خون دل و دم نزدیم
بی شعلهی آه لب ز هم نگشودیم
بی قطره اشک چشم بر هم نزدیم
سنه 1071 هجری قمری
روزی که روح دامن عمرم رها کند
وین خاک تیره بند ز بندم جدا کند
یا رب نگاهدار تو ایمان آن کسی
کاین خط من بخواند و بر من دعا کند
چو از غوریان با دل دردناک
رسیدم به این فیض آثار خاک
به زاری بسیار و عجز تمام
زدم دست بر دامن شیخ جام
که ای محرم بارگاه اله
به مقصد ره آموز مردان راه
همه دردم اینجا دوا خواهمت
مس آوردهام کیمیا خواهمت
حرره اسمعیل ابن ابوالمکارم انصاری سنه 1064 هجری قمری
سؤالی کردم از قاضی اسلام
که این معنی به جز وی کس نداند
که عاشق لعل جان افزای معشوق
به شرع عشق بوسیدن تواند
چو بشنود این سخن قاضی بفرمود
که سائل در سخن چون دّر می چکاند
به شرع عشق بر معشوق فرض است
که عاشق را به کام دل رساند
داد از نرگس بی می مستش
و زلف پریشان بلند و پستش
اقل خلق الله درویش محمد ابن شریف اردلان سنه 1081 هجری قمری
سنگ مزارهای مجموعه
پیش لز باز پیرایی محوطه، سنگ قبرهای موجود به صورت در هم ریخته، نا منظم و حتی شکسته بود که تعدادی از آنها در محل خود نصب گردید و بعضی دیگر در کارگاه، توسط استادکاران متخصص سنگ وصّالی و مرمت شد. تعداد چهاده عدد از این سنگ مـزارها در بهمن ماه 1361 هجـری شمسی پس از وصـالی در محل تعیین شده قرار گـرفت.
بعضی از این قبور و سنگ قبرهای آن متعلق به بعضی از فرزندان و نبیره های شیخ از جمله “شبخ ابوالفتح قطب الدین محمد “ صاحب “حدیقهالحقیقه” و “شیخ ضیاالدین یوسف “ است که در کنار مزار شیخ احمد مدفونند. بنابر متن کتاب روضهالریاحین به نقل از “خلاصه المقامات “ شیخ الاسلام وصیت کرده بود که، ”یوسف را بالای سر ما دفن کنید که تاج سر ماست “ پس او را همانجا که شیخ وصیت کرده بود دفن نمودند. قبر پایین پای شیخ احمد نیز متعلق به “قطب الدین محمد “ است.
قرار دادن سنگ قبر در دوران اسلامی بر مزار مردگان امری رایج بوده است، این نوع سنگها که از نظر فرم و شکل به دو دسته افراشته و صندوقی تقسیم میشوند که هر یک دارای مشخصات مشابه و متفاوت نسبت به سنگ نوع دیگر میباشد، از جمله با توجه به بررسی ها این طور به نظر میرسد که هر چه مقام مدفون در رتبهی بالاتری قرار داشته ارتفاع سنگ مزار او نیز بیشتر بوده است و همین طور ظرافت تزیینات و دقت در ساخت و نقش کتیبهها به همان نسبت افزایش مییافت.
در سنگهای افراشته از تزیینات کمتری نسبت به سنگهای صندوقی شکل استفاده شده و گاهی منحصر به قاب بندی کتیبه ها است. جنس این گونه سنگ قبرها را بیشتر سنگ صابون و سنگ مرمر تشکیل میدهد که از مقاومت بیشتری در برابر عوامل طبیعی بر خوردارند. اما سنگ قبرهای صندوقی شکل قدمت کمتری نسبت به نوع افراشته دارند و در مقایسه با این نوع سنگها دارای تزیینات زیبایی شامل موتیفهای گیاهی، نقوش اسلیمی و کتابتی بوده و متعلق به دوران تیموری و صفوی میباشند. خطوط نگارشی بر روی این دو نوع سنگ مزار، ثلث برای کتیبه آیات قرآنی و اسامی چهارده معصوم، خط نستعلیق، کوفی و بنایی است. بر روی تعدادی از سنگ مزارهای صندوقی شکل حفره یا گودالهایی کوچک ایجاد شده است. گویا این حفره های کوچک محل ریختن آب و دانه برای پرندگان میباشد. از سوی دیگر استفاده از کتیبههای قرآنی بر روی سنگها نوعی حقانیت مرگ و زندگی جاودانه سرای دیگر را نشان میدهد و اشاره به یکی از سه اصول شریعت مقدس اسلام دارد. از دیگر موارد قید شده بر سطح سنگ قبرها نام و مشخصات متوفی، تاریخ فوت، اشعاری در رابطه با باورهای دینی و ابیاتی عارفانه با مضمون استغفار به درگاه خدای تعالی است. یکی از کهن ترین نمونههای سنگ افراشته در مجموعه متعلق به مرقد شیخ الاسلام احمد جام است. این اثر ارزشمند که از سنگ سبز تراشیده شده دارای کتیبهای به خط ثلث بوده و بر روی آن عبارات ذیل خوانده میشود:
“… و احمد ابی الحسن بن احمد بن جریر بن عبدالله بن لیث جریر الجبلی هذا …. الی … محرم سنه احدی و اربعین و اربعمائه و جد… ثلاث و ستین و اربعمائه و انتقاله … الی دار … “
امروزه این سنگ افراشته در مسجد کرمانی نگهداری میشود.
نمونه دیگر، سنگ افراشتهای است به ارتفاع 175 و عرض 38 سانتی متر که جنس آن از سنگ مرمر سفید بوده و بر روی آن به خط ثلث عباراتی نگاشته شده و در انتهای متن کتیبه تاریخ 767 هجری قمری آمده است.
«کل النفس ذائقه الموت
سلام و غفران علی ذلک الثری و روح و ریحان منور علی ذلک المثوی عنه روضه … ریاض جنه بانوار علم و عرفان آرامگاه قدوه ارباب … گنجینه دفنیهی توحید لا اله طاوس ریاض جنت عنقا قاف قربت گلدسته بوستان شریعت محمد دیر و جوئبار ظریف احمدی بسم الله الیه من الدین انعم الله و علیهم و رضی عنهم رضی الحق و الدین شیخ الاسلام احمد جام بقاه الله من جام بلا سلام بعد از توجه به راه مجاز از حقیقت نه مجاز … احمد ساقی باقی احمد جذعه با صد اندوه اسوه …… وفات فی سادس الصفر سنه سبع و ست و سبعمائه»
سنگ قبر صندوقی معروف به سنگ نادعلی
این سنگ قبر صندوقی شکل با ابعاد 190 سانتی متر طول، عرض 40 و ارتفاع 42 سانتی متر در حال حاضر در ضلع شمال غربی مرقد منوّر شیخالاسلام احمد جام قرار دارد. جنس آن از سنگ خارا و تزییناتی که بر روی سطح آن مشاهده میشود شامل مقرنسهای ظریف و نقوش گیاهی است و بر روی آن به خط نسخ عباراتی نگاشته شده است.
بخشی از این کتیبه شامل “آیهالکرسی” است که در پایان آن آمده است: “صدق الله الکرم و ما نحن علی ذلک من الشاهدین”. وجه تسمیه این سنگ قبر به سبب عباراتی با مضمون ذیل است:
نادعلـیـاً مظـهـرالعجائب
تجده عـوناً لـک فـی النوائب
کل هم و غم سینجعلی
بولایتک یاعلی، یا علی، یا علی
بررسی ابنیه
پس از آنکه شیخ الاسلام احمد جامی در کنار خانقاهش روی در نقاب خاک کشید، مریدانش که برخی حکمران و نیز زمامداران سیاسی بودند به پاسداشت ارادت خویش بناهایی زیبا پیرامون مزارش بر پا کردند. گویا هستهی مرکزی این مجموعه، همان خانقاه معدآباد بوده که حدوداً یک قرن پس از وفات شیخ در سال 633 هجری قمری بازسازی گردیده و تزیینات آن تکمیل شده است و در قرون بعد به تدریج بناهایی نیز بر اطراف و طرفین بنای مرکزی ساخته شد. بررسیهای انجام شده موید این مطلب است، به دلایلی نا معلوم بناهایی از مجموعه حذف گردیده و جای خود را به فضاهای دیگری داده است که در این بخش به آنها اشاره خواهد شد.
مجموعه مزار شیخ جام محل تلاقی ذوق هنری، استعداد، مهارت هنرمندان و به نوعی نمایشگر باورهای مذهبی و تعهد الهی آنان برای ارائه بخشی از جلوههای جاویدان هنری و تزیینی برپایهی عشق و ارادت است، به گونهای که در مواجهه با بناهای موجود، شاهد ارتباط متقابل عرفان و مفاهیم معماری میباشیم. از جمله دستمایهی هنرمندان خوشنویس برای نگاشتن کتیبههای زیبا بیشتر آیات و سوره مبارکه قرآن کریم، احادیث پیامبر اکرم (ص) و ستایشهای عرفانی است که با دلی پاک و جانی وارسته کلک خیال انگیز خویش را بر لوح جان جاری ساختهاند.
بناهای این مکان که با دستان توانای معماران و تدبیر هنرمندان با ذوق و خوش قریحه ایرانی پدیدار گشته، یادگاری است نفیس و با ارزش که در بر گیرندهی رشته وسیعی از انواع اجزا و عناصر معماری و همچنین تزیینات وابسته به آن بوده و مشتمل بر فضاهایی چون ایوان، گنبد خانه، مسجد کرمانی، گنبد سفید، مسجد عتیق، سراچه، مسجد جامع نو، گنبد فیروز شاهی، آب انبار است.
بنای ایوان
ایوان مجلل و زیبای مزار شیخ احمد جام با ارتفاع تقریبی 27 متر از دیدگاه هنری و تزیینات معماری برای هر بینندهای تحسین برانگیز است. این بخش از مجموعه که در برابر گنبدخانه بعنوان نقطهی مرکزی این مکان قرار گرفته، از صلابت خاصی برخوردار است. گویا در گذشته معماری ایوان مشهور به “طاقدرب” بوده که خانم گلمبک به استناد کتاب “مقامات اولاد شیخ” نگاشته شده در سده پانزدهم میلادی بنای آن را به “مطهربن اسماعیل “ نسبت داده است. به اعتقاد برخی صاحبنظران شالوده ایوان در نیمهی اول سده هشتم هجری ریخته شده و ساختمان آن در اواخر همان سده به پایان رسیده است.
بانی ایوان رفیع مزار “شمس الدین مطهربن شهاب الدین اسمعیل بن قطب الدین محمد بن شمس الدین مطهربن احمد جامی” است که پیش از اتمام بنای آن وفات یافته به طوری که با مرگ وی در معماری ایوان وقفهای ایجاد میشود و به نسبت دیوارههای خارجی گنبد از سیر تکاملی کمتری برخودار میگردد. حدوداً پس از دوازده سال کار توسط فرزند ذکورش “غیاث الدین بن مطهر” ادامه مییابد. بنا بر تواریخ نقل شده میتوان اظهار نمود که بنای ایوان به احتمال بسیار در سال 720 هجری قمری به اتمام رسیده است. خانم لیزا گلمبک براساس شباهت نقاشیهای دور درگاه در طرفین ایوان با سبک نقاشی قرن هشتم هجری بنای آن را متعلق به 780 هجری قمری میداند.
ساختار معماری
شماری از محققان معماری و باستان شناسی که ایوان مزار جام را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دادهاند بر این باورند، طرح و نقشه اصلی بنا هیچگاه در معماری ایوان به منصه ظهور نرسیده است و اگر طرح اصلی به اجرا در میآمد باید مشابه با سردرهای مساجد دوره ایلخانی میبود که دو مناره بر فرازش قرار دارد و ارتفاع آن تا زیر تیزه قوس سه برابر از عرض ایوان است. در نخستین نگاه معماری این ایوان القاءکنندهی مساجد جامع یزد و اشترجان میباشد که دو مناره بلند بر رأس ایوان آنها دیده میشود، اما بدلیل اینکه طرح بنا از معماری متداول دوره ایلخانی تبعیت نکرده است، ارتفاع سردر چند متر پایین تر از اندازه رایج با شیوهی معماری دوران ایلخانی ساخته شده و بجای دو مناره مرتفع، دو گلدسته (مأذنه) کوتاه قرار گرفته است.
آلفونس گابریل در کتاب خود “عبور از صحاری ایران “ مینویسد:
“کاشیکاری های زیبا در بیشتر قسمتهای آن از بین رفته و ملاط خاکستری زیر آن پیدا شده و زیبایی و جلال آن به آرامی و بدون وقفه ناپدید گردیده است. ”
چارلز بیت سفرنامه نویس دوره قاجار در بازدید از این مزار نمای ایوان را با کتیبههایی به خط کوفی دیده که بدلیل ریزش قابل خواندن نبودند و از طرفی هنوز بر طاقهای آن نقش چند گل و بوته سالم باقی مانده بود.
در واقع فضای داخلی ایوان مسیر دسترسی به سه فضای دیگر به نام های گنبد خانه، گنبد سفید و مسجد کرمانی است. علاوه بر آن در طرفین ایوان بین جرز پایه ها یکصدویک پلکان به طور مارپیچ مسیر ارتباطی به بخش فوقانی بنا به مأذنهها را فراهم نموده است. با مطالعه و بررسیهایی که پیرامون نحوه معماری بخشهایی از مزار شیخ احمد جام از سوی سازمان حفاظت آثار باستانی دفتر فنب خراسان صورت گرفت، حقایقی را از کیفیت ایجاد ایوان برای کارشناسان روشن نمود.
ازاره ایوان که در ابتدای مطالعات، با لایهای از گچ پوشیده شده بود، نمی توانست منطبق با معماری ایوانی به این عظمت باشد. بنابراین طی اقدامی از ازارهها لایه برداری موضعی شد و نتیجهای که در این لایهبرداریها به همراه داشت نشان داد که در گذشته ازاره ایوان در حد فاصل درگاه ورودی به مسجد کرمانی و فضای گنبد سفید با کاشیهای زیر رنگی به صورت خشتهای شش گوش و مثلث به اشکال متنوع پوشیده شده بود. بنابراین گزارش، اثری از این کاشیها در قسمتهای جلو و طرفین ایوان مشاهده نشد.
احتمال دارد این بخشها در گذشته با سنگ نما سازی شده باشند. از طرفی ضمن خاکبرداری از مجاور پیها و کفها دو قطعه کاشی معرق دیده شد، یکی از این کاشیها متعلق به دوره تیموری بوده و ظاهر الوان آن که به رنگهای لاجوردی، سفید و فیروزهای بود نشان داد این نمونه کاشیها در ارازه استفاده شده است.
وجود قطعهی دیگری از کاشی به رنگهای آبی و سفید میتوانست مؤید کاشیکاری در دوره ایلخانی باشد که آن قطعه کاشی نیز احتمالاً در ازاره مورد استقاده قرار میگرفت. با توجه به این بررسی ها، کاشیهای دوره تیموری در ناحیه اسپرایوان و در فاصله درگاههای ورودی سجد کرمانی و گنبد سفید احتمالاً مربوط به بخش خارجی ایوان بوده است. از سویی قسمت جلو نیز میتواند ادامه همین دوره باشد. لایه برداری در بخشهای دیگر ایوان با جستجوی بیشتر و روشن شدن زوایای معماری پنهان آن منجر به پدیدار شدن دو محراب کوچک و زیبا در طرفین ورودی اصلی گنبد خانه شد که محراب سمت راست به صورت کامل با گچبریهای زیبا باقی مانده و تداعی کننده نمونه محرابهای دوره ایلخانی است. محراب سمت چپ در امتداد محراب پیشین و به قرینه ایجاد شده اما در حال حاضر فاقد فاقد هرگونه تزیینات گچبری است. در نتیجه این محراب ها قاعدتاً بایستی پس از پوشش ایوان توسط “خواجه غیاث الدین “ که 12 سال پس از وفات پدرش (خواجه مطهر ابن خواجه شهاب الدین اسمعیل ) اقدام به این کار نمود یعنی در حدود سالهای 732 تا 771 هجری قمری ساخته شده باشد.
بنا بر همین نظریه این دو محراب کوچک مدتی در زیر لایه کاشیهای دوره تیموری مخفی بوده و پس از معدوم شدن کاشیها به تدریج ظاهر شده است. زیرا کیفیت مصالح معماری و شواهد دیگر نشان میدهد کاشیها پس از ایجاد محراب در حای خود نصب گردیده است. نقش میانی کتیبه محراب سمت راست حاوی تکرار نام محمد (ص) در میان یک دایره و بر بالای آن عبارت “نصرمن الله و فتح قریب و بشرالمؤمنین” دیده میشود. پوشش فضای زیرین ایوان مزین به کاربندی هنرمندانه و فیلپوشهای ایوان با مقرنسهای بسار زیبا آراسته شده و بخش بالای آن را با قابهایی از نوع قوسهایی برجسته مربع پوشش دادهاند.
آنچه در حال حاضر در بالاترین نقطه ایوان مشاهده میشود، دو گلدسته یا مأذنه کوچک به ارتفاع تقریبی 5 متر است که بنای آن را به شخصی به نام “شیخ اسمعیل خان مستوفی المما لک” مستوفی کل کابل و قندهار مقارن با حکمرانی نادرشاه افشار نسبت میدهند. این گلدسته ها که بیشتر ساختار آن شبیه به گنبد کلاه فرنگی است به صورت شش ضلعی ساخته شده و هر ضلع آن چشم انداز وسیعی به اطراف دارد.
اجزاء و عناصر تزئینی
ایوان رفیع مزار با صلابت خاص خود دارای تزئینات کاشیکاری معرق و برجسته، مقرنس، قطاربندی و کاربندی است که با شیوهای هنرمندانه در معماری آن اجرا شده است. کاشیکاریهای ایوان متعلق به دو دوره متفاوت است. کاشی فیروزهای شش گوشهای منقوش که با نقوش گل و برگ، ستاره شانزده پر به رنگهای سیاه، لاجوردی و فیروزهای بر زمینه سفید تزئین شده و کاشیهای فیروزهای تیره رنگ کوچک به شکل مثلث که با نقوش اسلیمی به رنگ سیاه که چهار گوشه کاشیهای شش گوش بزرگ را پر نمودهاند.
نوع دوم آن کاشیکاری معرق دورهی صفوی است که تمام نمای ایوان، از اسپر و پیشانی تا زیر قوس را در برگرفته و با نقوش هندسی، حیوانی، گیاهی و کتیبههای ثلث به رنگهای سفید، آبی، فیروزهای، لاجوردی، سبز روشن و قهوهای روشن پوشش داده است. ظاهراً پس از پایان معماری، ایوان به صورت امروزی دارای تزئینات نبوده و در قرون بعد به امر شاه عباس اول صفوی اسپرها و داخل آن و به خصوص حاشیه بیرونی سردر با کاشیهای معرق آراسته شده است. گویا این عمل شاه عباس در سال 1022 هجری قمری پس از مراجعت از فتح قندهار صورت گرفته که این روایت در مراهالبلدان ثبت شده است. کتیبههای ایوان مجموعه مزار شیخ احمد جام در حاشیه و پیرامون و در پیشانی آن به خط ثلث ترکیبی و تزئینی و با دانگ جلی نوشته شده است.
بر کتیبه واقع در پیشانی ایوان که به رنگ سفید بر زمینه لاجوردی است به قلم شیوای ثلث آمده است:
“اتفق بتجدید هذه العماره الرفیعه فی اوان دوله الخاقان الاعظم نتیجه اولاد خیر الامم نقاوه احفاد نبی المکرم ابوالمظفر شاه عباس الحسینی الموسوی خلد الله ملکه”
کتیبه دیگر ایوان از پایین آن آغاز گردیده و پیرامون حاشیه را با مضمون سوره مبارکه “الملک” از ابتدای سوره تا پایان آن به خط ثلث ترکیبی سفید بر زمینه لاجوردی آراسته است.
“بسم الله الرحمن الرحیم، تبارک الذی بیده الملک و هو علی کل شی قدیر الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایکم احسن عملاً و هو العزیز الغفور الذی خلق سبع سموات طباقاً ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر … “
اوج تزئین ایوان با بکارگیری نقوش متنوع اسلیمی در بنای ایوان به منصه ظهور رسیده است. نمای این قسمت از مجموعه با زیباترین رنگها بویژه لاجوردی به عنوان زمینه کار و تزئینات مارپیچ، با توجه به ظرافت، بیشتر زیبنده نقش و نگار کتب خطی است. پرده پر نقش و نگار سردر ایوان و تکرار موزون عناصر تزئینی به صورت شمسههای زرین کوچک که نور حیات بخش خود را بر میان توده شاخ و برگ اسلیمی پخش مینماید، همگی تاکید بر کار استادانه هنرمندان این بنا است. از جمله با شکوهترین این تزئینات نقش دو اژدها در مقابل یکدیگر است که در لچکی سردر ایوان این مجموعه دیده میشود و در انتهای دو اسلیمی پیچدار با دهانی گشوده قرار گرفتهاند.
در اوستا و دیگر متون عصر ساسانی از موجود خطرناکی بنام “اژدری” از گروه پدیدههای اهریمنی نام برده شده و امروز در ایران “اژدها” نامیده میشود. علاوه بر آن قهرمانان شاهنامه نظیر فریدون، گشتاسب، بهرام گور، رستم و اسفندیار با آن جنگیدهاند. اما از نظر مفاهیم چینی این حیوان نماد پاسداری و حفاظت است. نگار و نقش برجستههای اژدها در دوره مغول به مفهوم چینی و بودایی خویش بیشترین نفوذ را در تزئینات وابسته به هنر معماری ایران داشته است و در مکانهای گوناگون از جمله سردر، مدرسه، کاروانسرا، آرامگاه، اماکن مقدسه و…. ایرانیان نیز نقش اژدها را نزدیک به اعتقاد چینیها و با تغییراتی با ذوق و سلیقهای خود بکار بردهاند. تا آنجا که مفاهیم آن به تدریج در فرهنگ و هنر ایران مستحیل گشته است. اژدها در آثار ادبی و همچنین مفاهیم عرفانی نقش مهمی را ایفا کرده است، به طور مثال مولوی در اشعار عرفانی خویش اژدها را با مفهوم نفس سرکش و طغیانگر به کار برده است و اژدهایی که از عصای حضرت موسی (ع) سربرآورد، قدرت و عظمت پروردگار را در برابر دشمنان بویژه فرعونیان نشان داد.
گنبد خانه
این بخش از معماری مجموعه مزار جام در امتداد ایوان و د رمنتهی الیه طولی فضای داخلی آن قرار دارد. امروزه بنای گنبدخانه را متصل به ابنیه و فضاهای دیگری مشاهده میکنیم که به فراخور نیاز به بناهای مجموعه افزوده شده است. اما بررسیها و تحقیقات بویژه در نوع مصالح مؤید این حقیقت است که دیواهای این بنا با جرزهای مجاور شرقی آن و با رواق، قفل و بست نداشته و وجود آثاری از دو ردیف تزئینات آجری در بدنه غربی بنا حکایت از آن دارد که گنبدبنا خانه مفردی و گویا مقدم بر سایر ابنیهی اطراف ساخته شده است.
ورودی این بنا در فضای داخلی ایوان بلند مزار قرار دارد. آستانه درگاه ورودی دارای دری قدیمی است که در اسپر ایوان تعبیه شده و تزئینات منبت کاریهای هنرمندانه به هیئت کتیبه و نقوش متنوعی است که بر سطح آن دیده میشود. این در چوبی ارزشمند شامل دو قاب بزرگ طرفبن و حاشیه پیرامون آن و دو قاب مستطیلی کوچک در بالا و پایین قاب بزرگ است که لتهای آن روی هم حاوی چهار حدیث از رسول اکرم (ص) به روایت خلفای راشدین است. بخشی از این کتیبه ها مربوط به تاریخ ساخت در این چوبی نفیس 733 هجری قمری و نام سازنده آن است که به شیوهای خاص به صورت برجسته برروی آن منبت کاری شده است:
“تمت هذه الباب فی شهر الاصّم”
“رجب سنه ثلاث و ثلاثین و سبعمائه”
“هذا الباب عمل استاد فرخ تبریزی”
فضای داخلی گنبدخانه و بنای آن یادآور طرح مقبره سلطان سنجر سلجوقی در مرو (سده دوازدهم میلادی) و بقایای آرامگاه تیموری مجاور مسجد هرات است.
در واقع گنبدخانه نقطه مرکزی مجموعه است که چهار نمای خارجی آن بوسیله بناهای پیرامون پوشیده است. ساختار این بنا شامل چهار سه کنج، دو اتاق کوچک، چهار طاق نمای پر هشت ضلعی است و سطح زیر گنبد آن با کاربندیهای بسیار چشمگیر مزّین گردیده است. احتمال دارد این اتاقها در طی قرون به صورت چله خانه مورد استفاده بوده است. گویا ورودیهای شمالی، جنوبی و شرقی بعنوان درگاههای اصلی محسوب میشده که وجود گچبریهای اطراف درگاه غربی این ادعا را به اثبات میرساند به احتمال بسیار در گذشته محرابی در ضلع جنوبی آن وجود داشته و در حال حاضر جای خود را به دری چوبی داده است، به تعبیری دیگر دورانی که دیگر فضای داخلی گنبدخانه بعنوان مکان برگزاری نماز مورد استفاده قرار نمیگرفته دری چوبی جایگزین محراب آن شده است. در چوبی مزبور و بقیه درهای واقع در گنبدخانه متعلق به سده هشتم هجری است که تنها برروی یکی از آنها تاریخ ساخت به صورت برجسته (733هجری قمری) وجود دارد. در شمالی گنبدخانه به داخل صحن محوطه جلو، و در سمت قبله به داخل صحن مسجد جامع نو و درهای کوچکتر دیگر هر دو به داخل حجرههای کوچک گشوده میشود. این قسمت از مجموعه از نظر تزئینات زیباترین و چشمنوازترین نقشها را به لحاظ مفهوم و معنی در خود محفوظ نگاه داشته است. سطوح دیوارهها و زیر گنبد با طرحهای هندسی و موتیفهای گیاهی با زمینههای مختلف آبی رنگ در قابهای متفاوت تزئین شده که از نظر سبک متعلق به سده هشتم هجری یا نیمه دوم قرن چهاردهم میلادی است.
با اینکه تزئینات داخل گنبدخانه در تاریخ مزبور به اتمام رسیده احتمال دارد ازاره آن در همان دوران کاشیکاری شده باشد، اما در حال حاضر اثری از این تزئینات نیست و جای آنرا پوششی از گچ گرفته است، از سویی میتواند این مفهوم را القاء نماید، زمانی که کاشیهای آن فروریخته به دلایلی مرمت آنها ممکن نشده است. مسئلهای که مانع برداشتن این گچها شده است خطوط فراوانی بود که بصورت یادگاری و خاطرهنویسی بر سطح ازاره نگاشته شده و برخی از آنها از نظر تاریخی دارای اهمیت شایانی است. به استناد تاریخ کتیبه زیر گنبد این بنا در سال 763 هجری قمری مرمت شده و در دو کتیبه واقع در طرفین درگاه اصلی نام هنرمندان مرمتهای گنبدخانه و نقاشیهای فضای داخلی در میان دو دایره تزئینی آمده است. در طرف چپ نوشته شده است:
“عمل بتجدید هذه السقف استاد عبدالوهاب بنا غفرالله له “
و در سمت راست درگاه این عبارت دیده میشود:
“عمل العبد النظیف سلطانشاه نقاش غفرالله له “
سقف زیر بقعه با قطلربندی حاوی اشکال مثلثی است که با خطوط معقلی (بنایی) عبارت مبارکه “لا اله الا الله و محمد رسول الله” به صورت تکرار آراسته شده است. در دیوار جنوبی گنبدخانه در دو دایره سوره اخلاص به قلم زیبای ثلث به روش بدیعی رسم شده که دایره مزبور شامل یک هشت ضلعی است و نقش ستاره ایرانی در میان آن ایجاد گردیده است. پیرامون آن نیز سوره اخلاص دیده میشود. اطراف کلمات این سوره را خطی مدور به رنگ قهوهای فراگرفته و محاط آن دارای تزئینات خاصی است که این عناصر بصورت مجموعه داخل قابی ایجاد شده است. بر ضلع شرقی و غربی فضای داخلی نیز دو دایره با نقوش بسیار زیبا با کتیبهای به خط کوفی مشاهده میشود. در یکی از فیلپوشها عبارت “الملک لله” به خط کوفی بسیار زیبا در بین دو نوار بسیار باریک و در حاشیه قوس آن نوشته شده و در زیر آن یک ترنج و در اطراف آن هالهای از نقوش گیاهی ترسیم گردیده است.
قوس مزبور همراه با کتیبه این قسمت در زیر طاق نیز ادامه یافته و پوشش سقف آن تواماً دارای نزئینات ئ عبارات عربی است. از جمله تزئینات نقاشی این مکان شمسههایی است که بصورت منفرد در قابهای چهارضلعی و با فرم نقشهای پرکننده قرار گرفتهاند. در حاشیه عمودی این عناصر تزئینی نقوش هندسی لوزی شکل پدید آمده که این اشکال برروی هم قرار گرفته و با رنگهای متنوع جلوه خاصی به گنبدخانه داده است.
از دیگر نقاشیهای گنبدخانه، نقش گلدانی پر از گل است که بر بالای آن نقش محرابی شکل ایجاد شده و در میان قابی مربع مشاهده میشود. برروی این قاب تعدادی دست نوشته و یادگاری در نقاطی که نقاشی نشده نوشته شده است. کیفیت هنری نقاشیهای گنبدخانه مؤید یکنواخت بودن سبک و شیوه آن دارد که در یک زمان معین به منصه ظهور رسیده است.
بخش دیگر از تزئینات گنبدخانه به رسمی بندی سقف اختصاص دارد که نمای میانی از یک ستاره کوچک شروع شده و اطراف آن نیز ستارههای شش ضلعی بصورت برجسته ایجاد گردیده است. مجموع آن ستارهای وسیع به فرم چند ضلعی به وجود آورده است. راس این ستارهها به اطراف پراکنده شده و قوسهای بسیار زیبایی از آن پدید آمده است. در میان هر یک از این قوسها به فرم مثلثی با خط معقلی(بنایی) بصورت مکرر نوشته شده: “محمد رسول الله”. یکی دیگر از کتیبههای گنبدخانه به رنگ سفید بر زمینه لاجوردی بوده و اطراف آن مملو از آرایههای تزئینی و مضمون آن حدیثی است منقول از رسول اکرم (ص):
“قال النبی صلی الله علیه و سلم، الدنیا ساعة فاجعلها صدق و طاعة الله”، مهمترین کتیبه گنبدخانه در حاشیه بخش فوقانی بنا و در ذیل نوشتهای قرآنی دیده میشود که این کتیبه و نگاشته زیرین آن در یک نوار پهن پیرامون گنبدخانه را فرا گرفته است. این نوشته اطلاعات معتبر و مهمی را از دورههای این بنا ارائه مینماید:
“ذکرالله اعلی و التقدیم احق واح{…. }بیوم الاخر و قال النبی علیه السلام: بعث لهذه الامة علی رأس کل مائة سنة من یجدد لها بنیان الدین چون به حکم این دو نقل صحیح و نص صریح توفیق احیا مراسم بقاع ارباب خیرات و باغ اصحاب وفور کریم (کذا) و کرامات درباره بنده ضعیف ابی الحسین محمد بن محمد بن ابی کرت و وقفه الله تعالی لما یحب و یرض بتحقیق پیوست بتجدید عمارت این قبه فلک اساسها بها که تشیید. قواعد و ابتناء آن باسم و رسم مجاور آن تربت حضرت وارث تخت ولایت احمد بوالحسین پیشوای هر دو گیتی رهنما (ی) انس و جان زیدت یعنی فضائله قدساً فی عهد دولت قطب افلاک الهدی بحر الفضائل و العلی بن مطهر منقوم احمد و هو احمد، قومه فهم خیار و هو خیر المعشر قدر {…..} کان بانی اصل ملک الوری قیماً متولی سنجر در شوال مضی من هجره لام و جیم بعد خاء بتلطف …. حدوث یافته بود اشلرت نمود فی شهور سنه ثلاث و ستین و سبعمائه “ 763 هجری قمری
موضوعات مرتبط:
تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
ادامه مطلب