X
تبلیغات
"جام فردا" وب نوشت شخصی

"جام فردا" وب نوشت شخصی
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
پيوندهای روزانه

 

 

درگذشت استاد موسیقی مقامی و تکنواز برتر دوتار کشور استاد عبداالله سرور احمدی را به خانواده محترم ایشان بویژه فرزندان ایشان و نیز جامعه هنرمندان تربت جام و تایباد  تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای استاد سرور آمرزش الهی و برای بازماندگان صبر مسئلت دارم.

استاد سرور بدون هیچ اغراقی هنرمندی مردمی و بی ادعا بود که هیچگاه  گوهرگرانبهای هنر پنجه های طلایی اش را به پای ناکسان نریخت و فقط برای اعتلای هنر و دل خود و درد مردم نواخت دوتارش همیشه ذکر خواند و مقام الله را همیشه  به زیبایی با همه وجود و با عشق به خدای زیبایی ها  نواخت

 روحش شاد و یادش گرامی باد

استاد سرور یکی از جمع آخرین نسل هنرمندان موسیقی  سنتی تربت جام  بودکه این استادان معروف اما گمشده در لابلای روز مره گی ما اگر نبودند شاید نام تربت جام را در کشور و جهان بسیاری نمیشنیدند  هرکس امروز برای استاد سرور و بزرگی اش احترامی قائل است به دیدار باقی مانده استادان هنرمند جامی برود استاد محمد فاروق کیانی استاد غلامعلی پور عطایی و استاد عبدالروف برنا و استاد نورمحمد درپور استاد عزیز احمدی  استاد غلامحسین غفاری و ........

ای کاش زنده کش و مرده پرست نبودیم ..................

به یاد استاد سرور به نوای موسیقی تار ایشان گوش فرا می دهیم دوتار نوازی استاد سرور احمدی در جشنواره ی ذکر و ذاکرين را از اينجا بشنويد.( مقام الله) و از الله  برای روحش آرامش و آمرزش طلب  کنیم


 


موضوعات مرتبط: یادداشتهای شخصی ، تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
[ 91/04/02 ] [ 20:1 ] [ مدیر وبلاگ ]

 

 متن خبر از :محمد عیسی رحیمی خواف 
 وبلاگ شخصی

در مجلس نهم در حدود 19 نفر نماینده اهل سنت در 7 استان کشور به مجلس راه یافته اند که نام استان و حوزه انتخابی و نام نمایندگان منتخب در مجلس نهم به اضافه نمایندگان مجلس هشتم در همان حوزه ها را می توانید در جدول زیر ملاحظه نمایید.

چنانچه مشاهده می کنید فقط 3 نفر از دور هشتم مجددا به مجلس نهم راه یافته اند: محمد قسیم عثمانی، یعقوب جنگال و احمد جباری و بقیه منتخبین همه نمایندگان جدید هستند.

استان مجلس هشتم مجلس نهم آرای منتخب
کردستان


سقز و بانه فخرالدین حیدری محسن بیگلری 41 هزار
قروه و دهگلان سیدعمادحسینی حامد قادر مرزی 28 هزار
مریوان و سروآباد اقبال محمدی امید کریمیان 29 هزار
سنندج امین شعبانی دور دوم
سنندج عبدالجبار کرمی دور دوم
آذربایجان غربی


ارومیه
عابد فتاحی 114 هزار
مهاباد جلال محمودزاده عثمان احمدی 48 هزار
بوکان محمد قسیم عثمانی محمد قسیم عثمانی
پیرانشهر و سردشت محمد علی پرتوی رسول خضری 42 هزار
نقده و اشنویه علی زنجانی حسنلویی عبدالکریم حسین زاده
بلوچستان


زاهدان پیمان فروزش ناصر کاشانی 81 هزار
خاش حمیدرضا پشنگ حمیدرضا پشنگ 56 هزار
سراوان عبدالعزیزجمشیدزهی هدایت اله میرمرادزهی
چابهار نیکشهر کنارک یعقوب جدگال یعقوب جنگال
ایرانشهر و سرباز محمد قیوم دهقانی سعید اربابی
گلستان


مینودشت و کلاله
عبدالکریم رجبی




کرمانشاه: پاوه فتح الله حسینی نعمت منوچهری 21 هزار
خراسان: خواف محمدرضاسجادیان محمودنگهبان سلامی 39 هزار
هرمزگان: بندرلنگه
بستک و پارسیان
احمد جباری احمد جباری 52 هزار

موضوعات مرتبط: یادداشتهای شخصی ، تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
[ 91/01/13 ] [ 18:58 ] [ مدیر وبلاگ ]

ما برنده ایم اگر حضوری پر شور و پررنگ داشته باشیم ما برنده ایم  اگر بر یاس و نا امیدی غلبه کنیم ما برنده ایم اگر به توانمندی خود ایمان بیاوریم ما برنده ایم اگر باور کنیم رای ما سرنوشت انتخابات را رقم خواهد زد   فاصله ما تا پیروزی ایمان به حمایت خدا ؛  تکیه بر اتحاد ؛باور حق رای و ایمان به پیروزی است.

حضورمان را باور کنیم  انتخاب حق ماست

 نگذاریم ما را به فضای دلسردی و دوری از فضای انتخابات سوق دهند که تنها راه  فرار رقیب از شکست حتمی حضور کم رنگ ما در انتخابات است

پرشورتر ار همیشه به فرزندانمان درس خود باوری بیاموزیم

و ۱۲ اسفند۹۰ رادر تاریخ این سرزمین ماندگار کنیم


موضوعات مرتبط: یادداشتهای شخصی ، تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
[ 90/11/10 ] [ 8:5 ] [ مدیر وبلاگ ]
:

 درصد مشاركت مردم در انتخابات :

خبرگان

درصد مشاركت

رياست جمهوري

درصد مشاركت

مجلس

درصد مشاركت

شوراها

درصد مشاركت

دوره اول

64%

دوره اول

-

دوره اول

87%

دوره اول

75%

دوره دوم

59%

دوره دوم

-

دوره دوم

85%

دوره دوم

5/62%

دوره سوم

61%

دوره سوم

-

دوره سوم

82%

دوره سوم

23/87%

دوره چهارم

74%

دوره چهارم

-

دوره چهارم

37/74%

-

-

-

-

دوره پنجم

-

دوره پنجم

5/67%

-

-

-

-

دوره ششم

70/82%

دوره ششم

77%

-

-

-

-

دوره هفتم

79%

دوره هفتم

67%

-

-

-

-

دوره هشتم

84%

دور هشتم

87%

-

-

-

-

دوره نهم

82%

-

-

-

-

-

دوره دهم

86%

-

 منبع سایت فرمانداری تربت جام
موضوعات مرتبط: یادداشتهای شخصی ، تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
[ 90/10/20 ] [ 17:20 ] [ مدیر وبلاگ ]
بنا با اطلاع واصله از تربت جام مولوی فیض محمد سلجوقی از مدرسان حوزه علمیه و روحانیون شهرستان روز جمعه ۲۰اسفند ۸۹ بر اثر حادثه رانندگی دارفانی را وداع گفتند .

بدینوسیله درگذشت این عالم بزرگوار را به خانواده محترم مرحوم و علما و طلاب ارجمند حوزه های علمیه  شهرستان تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برایشان آمرزش و رحمت واسعه الهی را مسئلت می نمایم.


موضوعات مرتبط: یادداشتهای شخصی ، ایران و جهان ، تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
[ 89/12/23 ] [ 22:20 ] [ مدیر وبلاگ ]
[ 89/04/05 ] [ 9:59 ] [ مدیر وبلاگ ]
اخیرا آلبوم ارزشمندی از موسیقی محلی خراسان و تربت جام  به نام سرو خرامان از سوی  موسسه صوتی و تصویری سروش منتشر شده است که در این بخش لینک دانلود دو آهنگ از آن را تقدیم هنردوستان می نمایم(با تشکر از وبلاگ دوتاری)

الف :آهنگ "طرقه" با صدای استاد کریم کریمی لینک دانلود آهنگ طرقه

ب:آهنگ "آفتاب به تيغه كوهه" با صدای جمشید پورعطایی لینک دانلود آهنگ آفتاب


موضوعات مرتبط: تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
[ 88/04/21 ] [ 21:27 ] [ مدیر وبلاگ ]
بهار امسال طبیعت تربت جام دوباره پس از سالها خشکسالی زنده شده است تصاویری که در این بخش مشاهده می نمایید حاصل گشت و گذار چند هفته گذشته در منطقه صالح آباد تربت جام است

 

 
 
 

موضوعات مرتبط: تصاویر ، تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
[ 88/02/22 ] [ 17:34 ] [ مدیر وبلاگ ]
[ 87/07/15 ] [ 15:45 ] [ مدیر وبلاگ ]
وبلاگ معرفی روستای رونج(revenj) در تربت جام:

 www.revenj.blogfa.com


موضوعات مرتبط: تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
[ 87/02/30 ] [ 10:53 ] [ مدیر وبلاگ ]
با آنکه خشکسالی سرزمین زیبای تربت جام و تایباد را تبدیل به کویر نموده اما باز هم این سرزمین برای کسانی که همه خاطرات خود را در آنجا می بینند  دارای جاذبه های خاصی می باشد.

 بعضی جمعه ها اگر همراه خوبی پیدا شود دل به کوه میزنیم و از آرامش و عظمت طبیعت این سرزمین بکر لذت میبریم  چند هفته قبل را در کوههای تیمنک ـ المجوق ـ صالح آباد و رونج گذرانیم و این هفته هم سری به کوههای  ارزنه(در بخش باخرز تایباد)زدیم که می توانید برخی از تصاویر این مناطق را مشاهده کنید:

جمعه ۶/۲/۸۷ دره ارزنه بخش باخرز شهرستان تایباد

کوهستان تیمنک منطقه موسی آباد تربت جام

برای دیدن سایر تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید


موضوعات مرتبط: تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
ادامه مطلب
[ 87/02/09 ] [ 12:39 ] [ مدیر وبلاگ ]

"ابراهيم فروزش"،كارگردان فيلم"هامون و دريا" گفت:در هر گوشه و كناري از تربت جام، كودكان ‪ ۶‬ساله را مي‌توان ديد كه ماهرانه موسيقي مي‌نوازند.

به‌گزارش روز يكشنبه خبرنگار فرهنگي ايرنا، فروزش در نشست نقد و بررسي فيلم هامون و دريا در سينماي مطبوعات در حاشيه بيست و ششمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر گفت:ساز و موسيقي بخشي از زندگي روزمره مردم خطه كوير است و نواختن دوتار در آداب و سنن آن خطه ريشه‌اي عميق دارد .

او افزود : من همواره در فيلم هايم به ريشه‌هاي فرهنگي سرزمينم توجه داشته‌ام و برايم اين ريشه‌ها از اهميت و احترام برخوردار است .

فروزش گفت:كتاب هامون و دريااز مولفه‌هاي بومي و فرهنگي خاصي برخوردار بوده و به همين دليل اين كتاب را براي اقتباس سينمايي خود انتخاب كرده‌ام.

اين كارگردان تاكيد كرد: براي ساخت فيلم هامون و دريا تلاش كردم تا از افرادي استفاده كنم كه با توجه به ويژگي‌هاي متن فيلمنامه توان اجراي آن را داشته باشند .

فروزش گفت : فيلم در خصوص نوجوانان است و نمي‌توان از بازيگران حرفه‌اي دراين سن استفاده كرد بنابراين از نوجوانان محلي‌براي ساخت اين‌اثر استفاده كردم و در مورد زنان ميانسال در اين فيلم از بازيگران تئاتر مشهد استفاده شده تا بتوانند لهجه مربوط به منطقه را ادا كنند.

كارگردان فيلم هامون و دريا افزود : متاسفانه به دليل فشردگي كار در جشنواره فيلم‌فجر صداي فيلم هامون و دريا از كيفيت مطلوبي برخوردار نبود و اين مشكل اساسي سينماي كشور است كه همه كارها بايد در دقيقه نود براي جشنواره فيلم فجر آماده شوند.

 منبع اخذ خبر:http://news.parseek.com/Url/?id=2045235


موضوعات مرتبط: تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
[ 86/11/15 ] [ 9:36 ] [ مدیر وبلاگ ]
در میان شهرها و مناطق مختلف ایران، تربت جام شهری است که پیدایش آن علاوه بر تبعیت از وضعیت اقلیمی و تأثیر پذیری از فراز و نشیب‌های تاریخی و رویدادهای گوناگون سیاسی، وجود شخصیت شیخ احمد و اعقاب وی عامل مهمی در گسترش روستایی به نام «معدآباد» به صورت یک منطقه شهری بوده است.


ظاهراً جام در آن روزگار به منطقه‌ی وسیعی به وسعت شهرستان تربت جام فعلی اطلاق می‌گردید و کرسی آن شهر بوزجان بود. امروزه بقایای این شهر قدیمی در حدود 18 کیلو متری شرق تربت جام به هیئت مجموعه‌ای از تپه‌های کوچک و بزرگ محصور در زمین‌های زراعی دیده می‌شود که به استناد روایات تاریخی و برسی‌های باستان شناسی روزگاری به عنوان شهری پر رونق و آباد بوده است. این شهر اسلامی که در متون کهن به نام‌های بوژگان، ‌بوزگان و پوچکان نیز آمده است تا اوایل سده هفتم ه.ق همواره مرکز ولایت جام بوده و بر این اساس اعتبار و اهمیت خاصی داشته است. ‌
به طور کلی این محوطه‌ی وسیع در سه بخش ارگ بوزجان، شهر بوزجان و مقبره‌ی ابوذر بوزجانی قابل مطالعه است. ارگ از قسمت‌هایی است که در بخش شمال شرقی این محوطه به صورت تپه‌ای عظیم خودنمایی می‌کند. به احتمال زیاد شهر بوزجان در اواسط قرن هفتم هجری در جریان یورش‌های پیاپی مغولان ویران شده است، و زیرا مورخین قرون بعدی به ندرت از بوزجان یاد نموده‌اند. بنا بر روایات جغرافیا نویسان سده‌های اسلامی ناحیه‌ی جانم دارای روستاها و توابع بیشماری بود و «معدآباد» یکی از آنها به شمار می‌آمد. چنان که ذکر شد این روستا همان مکانی است که شیخ احمد در آن خانقاهی برای موعظه و تدریس مریدان و پیروانش بر پا نمود و از آن به بعد «معدآباد» محل تردد ارادتمندان و زائران وی گردید و هر روز بر اهمیت آن افزوده شد.
از سوی دیگر این روستا صحنه‌ی وقوع مجالس و حوادثی است که در داستان‌های «خلاصة ‌المقامات» روایت گردیده است. همچنین عزیمت حکمرانان حکومتی ،عرفا، مریدان شیخ و اندیشمندان برای دیدار با شیخ این روستای کوچک را به آوازه و شهرت رساند از جمله می‌توان به دیدارهای ناصرالدین (معزالدین) ابوالحارث احمد سلطان سنجر سلجوقی، پسر ملک شاه با شیخ در معدآباد اشاره نمود و حتی پس از وفاتش نیز اعقاب سلطان سنجر بر پیرامون مزارش بناهایی ایجاد نمودند. این امر باعث ایجاد یک مرکزیت مذهبی برای این روستا شد و در اندک زمانی آوازه‌ی شیخ و کراماتش در همه‌ی نقاط پراکنده گردید. در پی آن مشتاقان طریقت حق بودند که برای کسب فیض از محضر وی به این منطقه سرازیر شدند و این مرکزیت مذهبی از اواخر سده‌ی پنجم ه.ق نقش مهمی در رونق و آبادانی «معدآباد» ایفا نمود.
شهر بوزجان نیز تحت تأثیر وجود شیخ و رفت و آمد سلاطین و توجهات آن ‌ها به معدآباد به تدریج به منطقه‌ی کوچکی تبدیل گردید و محل خاک سپاری شیخ احمد در کتب تاریخی به شکل تربت شیخ جام وارد شد. پس از وفات شیخ خاندان وی علاوه بر دارا بودن منصب شیخ الاسلامی و نفوذ مذهبی، ‌به سبب خویشاوندی با سلاطین قدرتمند« آل کرت» که هرات و توابع آن را در دوران ایلخانان در دست داشتند سبب رونق و آبادی بیشتر شهر تربت جام گردید و همین ارادت‌ها به شخصیت عرفانی شیخ احمد و خاندان وی بود که در جایگاه مزار این عارف بزرگ بناهایی ساخته شد و بدین ترتیب مجموعه‌ی معماری شیخ السلام احمد جام گسترش یافته و در طول تارخ به این حد و غایت به لحاظ زیبایی، ‌شکوه و عظمت رسید. ‌

ورودی مجموعه
اگر چه مجموعه‌ی معماری آرامگاهی مزار شیخ احمد جام و محوطه‌های وابسته با آن از نظر گستردگی و وسعت مساحتی حدود 64 هزار متر مربع را در بر می‌گیرد، ‌اما بر اساس طرح شهر سازی سالیانپیش و در هنگام ایجاد معابر، گذرگاها و محله ها، ‌مزار این عارف بزرگ بدون در نظر گرفتن هویت و فرهنگ اصیل و غنی مردم جام به ویژه نیازهای اعتقادی آنان، ‌در حاشیه‌ی شهر قرار گرفته است، به طوری که حتی دست رسی به این مکان از طریق خیابان‌ها و معابر فرعی صورت می‌گیرد.
در واقع این قسمت از شهر بقایای همان روستای گسترش یافته‌ی « معدآباد» قدیم است که امروزه به صورت یک محله‌ی حاشیه ای به همان نام شناخته می‌شود و مقبراه و مسجد خواجه عزیزالله به گورستانی قدیمی در محوطه‌ی آن قرار دارد. ‌به تعبی دیگر وجود بناهای این مجموعه که می‌توانست با برنامه ریزی و طرح تفصیلی شهری به سان نگینی در هسته‌ی مرکزی شهر تربت جام بدرخشد با به گوشه راندن این مجموعه در نظام جدید باعث قطع ارتیاط معنوی این فضای قدسی با نقاط شهری مدرن شده است که این امر از هم گسیختگی شهری را نشان می‌دهد. به هر حال برای زیارت مرقد شیخ و دیدار از مجموعه باید چند خیابان عریض و فرعی را طی نمود تا به معبر سنگچین آن رسید. در این جایگاه زائران مطاف اهل دل را می‌بینیم که از گوشه و کنار شهر بومی و غیر بومی، با حالتی آرام و سرشار از تواضع و فروتنی نسبت به ساحت معنوی شیخ احمد جام شکوه و زیبایی معماری و هنر ایران را به نظاره می‌نشینند و بر این امر واقفند که پیر جام تنها متعلق به یک منطقه نیست بلکه در دل هر عاشق و شیدای عرفانی جای دارد.
ورودی مجموعه به گونه‌ای است که نظر انسان را جلب نموده و به سوی خویش فرامی‌خواند. معماری آن شامل پیش طاق ورودی، آستانه‌ی درگاه با دری چوبی و طاق‌ها دو اشکوبه به طرفین است. ‌پوشش پیش طاق مزین به نقاشی‌هایی ظریف و زیبا از گل و بوته احتماله از دوران تیموری و پس از آن است. در دو سوی ورودی خادمان مزار با خوش‌آمد گویی زائران و دیدار کنندگان از مجموعه را به داخل راهنمایی می‌کند و در بالای این قسمت لوحی با این مضمون نصب شده است: «فاخلع نعلیک» (برگرفته از آیه 12 سوریه مبارکه طه) یعنی موزه (کفش) از پای خارج ساز.
به دلیل اینکه در صحن‌های مجموعه نماز یومیه، جمعه و اعیاد بر پا می‌شودورود به مجموعه با آداب خاصی انجام می‌گیرد به طوری که برای احترام و نشان دادن اردت خویش به شیخ احمد با پای برهنه وارد مجموعه می‌شوند. برای اجازت طلبیدن از شیخ، دو دست خود را بلند نموده و زنجیری را که از میانه‌ی در چوبی به طرفین متصل است به سوی خود کشیده و با ادای احترام خاصی و درود فرستادن به روح این عارف بزرگ وارد محوطه‌ی مزار می‌شوند. در چوبی قدیمی مجموعه آراسته به کتیبه‌های کوفی است که به دلیل محو شدن بیشتر قسمت‌های آن قابل خواندن نیست اما ظاهر آن نشان از قدمت این اثر دارد.
محوطه‌ی وسیع مزار سنگ‌چین شده و وجود بعضی از سنگ‌ها که از کف سر برآورده راه رفتن بر روی آن‌ها را به نوعی ریاضت تبدیل می‌کند، ‌اما با این وجود مصالح، اجزاء و عناصر معماری آن در تناسب و هماهنگی لازم با بخش‌های مختلف مجموعه است. ‌در سال 1351 ش استانداری خراسان این محوطه را که با تدفین اموات و سنگ مزارهای مختلف نامسطح شده بود خاک برداری و تسطیح نمود و پس از آن با ایجاد آبنما و محوطه‌ی چمن‌کاری این مکان را از وضعیت پیشین خود خارج ساخت، اما متأسفانه این طراحی از نظر اصولی و فنون کارشناسی مرمت متناسب با مجموعه‌ی تاریخی نبود و بیشتر به انهدام بناهای آن کمک می‌کرد.
آبیاری تدریجی محوطه‌های چمن و همچنین وجود آبهای راکد در دو طرف آبنمای این قسمت باعث نفوذ آب به پی بناهای مجاور و در نتیجه تخریب آن‌ها بود. لذا اقدام به برچیدن محوطه سازی و طرح و اجرای محوطه با نقشه‌ی جدید شد که متناسب با مجموعه بوده و با بناهای آن نیز هماهنگی داشت. برای محوطه سازی مجموعه به عمق 70 سانتی‌متری به مساحت 2237 متر مربع خاک‌برداری انجام شدو حدود هزار متر مکعب خاک به بیرون از مجموعه منتقل گردید.

آرامگاه شیخ جام
آنچه از همه بیشتر در محوطه مجموعه جلب نظر می‌نماید،مرقد منور شیخ الاسلام احمد جامی است که نزدیک به ایوان مرتفع مزار در فضای باز به صورت باشکوهی قرار دارد. محل آرامگاه با مصالح آجر و گچ به شیوه‌ای خاص از سطح محوطه بالا آمده و درخت پسته کهنسالی به صورت خودرو با شاخه‌های فراوانش در میان قبر روییده است که زائرین تربت شیخ اعتقاد خاصی به آن دارند. درخت رمز زندگی، باروری، فناناپذیر، واقعیت مطلق و سرچشمه‌ی آب حیات است. درخت تمثیلی است از تمرکز ( ناف جهان ) و گاهی پذیرای کاروان نیاکان ما. بنابراین اعتقاد رویش درخت بر این مزار کنایه از جاودانگی یاد و خاطره‌ی شخصیت مدفون و از کرامات و برکات وی می‌باشد که دوباره آن روایت‌ها و داستان‌های بسیاری نقل می‌کنند و حتی در بین اشعار و ترانه‌های محلی و بومی تربت جام این درخت پسته برای خود جایگاهی دارد. درباره‌ی این نوع درختان پسته اعتقاد براین است که بر سر مقابر و مزارهای آزادگان مسلمان ایرانی و اکابر می‌روید، همچنین مردم نواحی مشرق خراسان درمورد درختان روییده بر مزارها بر این باورند که آن‌ها از ناف دفن شده‌گان روییده‌اند.
محجری که از سنگ مرمر اطراف مزار را محصور نموده و 18 پایه از سنگ مرمر سیاه در بین آن زیبایی خاصی به محجر داده است، در اطراف این قسمت در طول قرون و اعصار دست نوشته‌ها و یادگاری‌هایی از مسافران و زائران مطاف اهل دل بر جای مانده است. همچنین دو سنگ افراشته نیز بر بالای سنگ و پایین پای مقبراه‌ی شیخ نصب شده است.

لوح سنگی افراشته بر بالای سر
سنگ افراشته بالای سر از دو قسمت شکل گرفته است. لوح اصلی شامل طرحی نیم ترنجی در راس آن است و دیگر کلاهک‌های الحاقی بالای آن قسمت نیز آراسته به طرح دالبری است که در زیر آن کلمه‌ی جلاله (الله) تکرار شده است و زیر این کتیبه با گل و برگ و مقرنس تزیین گردیده است لوح اصلی دارای کتیبه‌هایی به صورت معقلی و با خط نستعلیق است که در بالای قسمت ترنجی شکل و در زیر آن قرار دارد و حاشیه ی این دو کتیبه با گل و برگ و آرایه‌های گیاهی مزین شده است. در کتیبه‌ی معقلی که در داخل یک ترنج قرار گرفته است چهار بار نام «محمدـ ص ـ » به شکل مربع تکرار شده است و در ذیل آن کتیبه اشعاری از « صارمی » به قلم نستعلیق با این ابیات در سال 1300 ه.ق نگاشته شده است.
ساقیا جام میم ده چون شراب سلسبیل
تا بنوشم شادمان بر یاد روح زنده پیل
قوس اعظم، شیخ الاسلام، احمد جامی که هست
رهروان راه یزدان را کراماتش دلیل
مخزن الاسرا بی چون منبع فیض اله
معدن وجد و خوارق صاحب خط جزیل
آن که بوسد بارگاهش را زصدق ادر طواف
روز وشب چون عرش با جمع ملائک جبرئیل
یاور شرع پیمبر چرخ ملت را ذکا
ماه ایوان سعادت ملهم رب جلیل
شاه باز آشیان قدس قطبی کز جلال
سالکان را در فنا فی الله می‌باشد وسیل
شکر لله ای ولی حق که هستی روز حشر
عاصیان را سوی یزدان از کرم نعم الوکیل
فخر من بس در دو عالم نسبت فرزندیت
گر چه هستم در پی افعال شیطان ذلیل
( صارمی) را راه خوشنودیت بنمای از کرم
کز دو صد الوند باشد بار عصیانم ثقیل
زحرمت بانی این لوح آمد پدید نظام الدوله الوالا محمد 1300

لوح سنگی پایین پا
این لوح در طرفین آراسته به کتیبه است.روی آن در بخش ترنجی شکل بالای لوح به خط زیبای ثلث نوشته شده:« کفی بالموت واعظا» و در زیر آن به خط نستعلیق این ابیات آمده است:
حجت الحق، قدوة الاوتاد، تاج العارفین
بدر دین شمس الهدی کهف الورا صدرا نام
شیخ الاسلام احمد جامی که خاک تربتش
کحل اعیان حقایق شد ز روی احترام
آن که صحن روضه قدسش ملائک هر صباح
آفتاب آسا کنند از فرط تعظیم اسلام
یارب این کعبه است از بس مرو را باشد صفا
یا گلستان ارم یا روضه دار السلام
مستفید از فیض جامش هم شریف و هم وضیع
مستفیض از جام فیضش هم خواص و هم عوام
در حقیقت خرقه پوش حضرت خیر البشر
در طریقت جرعه نوش حضرت هشتم امام
ای جناب درگهت اهل معارف را مآب
وی بذیل حضرتت اهل یقین را اعتصام
مخلصانت را توقع کز وفور مکرمت
جانب احوالشان تا بی عنان اهتمام
لایق تاریخ این لوح مبارک چون که بود
گوهر نظم درود حضرت خیر الانام
هر دم از حق صد تحیت خضر معنی گفت باد
بر رسوا هاشمی و آل اصحاب الکرام 1300
در پشت این اشعار در لوحی دیگر دو کتیبه دیده می‌شود که در کتیبه بالایی در یک بیت شعر با دو نوع خط کوفی گره‌دار ( تزیینی) و ثلث تارخ وفات شیخ احمد به صورت ماده تاریخ این چنین نوشته شده است:
تاریخ وفاتش این است
«احمد جامی قدس سره»
و در زیر این کتیبه آمده است: « این دو لوح سراپای مرقد مطهر در زمان امیر اعظم امیر عبدالرحمان خان بهادر خلد دولته محمد خان هزاره بدر السلطنه هرات به تربتش (تقدیم) گردید. صورت اتمام بیافت الموفق بتوفیق الله عالیجاه فرامرز خان بهادر سپهسالار دولت امیر کبیر بود به همت بانی لازم دانسته با حسن وجه مرتب ساخته به مقصد رسانیده و منصوب ساخت امید قبول است 1300»
دست‌نگاشته‌های تاریخی برنمای‌محجر
مهمترین این دست نگاشته‌ها که بر روی محجر، ‌به یادگار مانده متعلق به «نصیرالدین محمد همایون» پادشاه هندوستان است که به سال 951هجری قمری آن را با مرکب سیاه در بخشی از محجر ثبت نمود. ‌وی در سفرخود به تربت جام و در هنگام زیارت مزار شیخ احمد این رباعی را نگاشت که در حال حاضر برای مراقبت بیشتر، ‌این قطعه‌ی سنگی در گنبد خانه مزار نگهداری می‌شود:
ای رحمت تو عذر پذیر همه کس
ظاهر به جناب تو ضمیر همه کس
درگاه و در تو قبله گاه همه خلق
لطفت به کرشمه دستگیر همه کس
سرگشته‌ی بادیه بی‌سرانجامی، ‌محمد همایون شنبه 14 شوال سنه 951در بین پایه‌ها در یکی از سنگهای سیاه بین محجر نیز اشعار ذیل دیده می‌شود:
مرشد نامی شیخ گرامی
احمد جامی عمم بره
سال وفاتش گر تو بجویی
احمد جامی قدس سره
حرره محمد معصوم بکری نامی 1012 هجری قمری
از این شخصیت یادگارهایی نیز در سلطانیه زنجان، ‌مسجد علی اصفهانی و همچنین در قندهار بر جای مانده است. ‌
این اشعار نیز با خط نستعلیق در بخشی دیگری از محجر سنگی مزار به چشم می‌خورد:

یا رب ز شراب شوق یک جامم بخش
در طاعت و بندگی سرانجامم بخش
هر چند گنـاهکــارم ای بـار خــدای
آزاد کـن و به احمـد جـامـم بخش
1054 هجری قمری
هرگز نفس شاد به عالم نزدیم
خوردیم بسی خون دل و دم نزدیم
بی شعله‌ی آه لب ز هم نگشودیم
بی قطره اشک چشم بر هم نزدیم
سنه 1071 هجری قمری
روزی که روح دامن عمرم رها کند
وین خاک تیره بند ز بندم جدا کند
یا رب نگاهدار تو ایمان آن کسی
کاین خط من بخواند و بر من دعا کند
چو از غوریان با دل دردناک
رسیدم به این فیض آثار خاک
به زاری بسیار و عجز تمام
زدم دست بر دامن شیخ جام
که ای محرم بارگاه اله
به مقصد ره آموز مردان راه
همه دردم اینجا دوا خواهمت
مس آورده‌ام کیمیا خواهمت

حرره اسمعیل ابن ابوالمکارم انصاری سنه 1064 هجری قمری
سؤالی کردم از قاضی اسلام
که این معنی به جز وی کس نداند
که عاشق لعل جان افزای معشوق
به شرع عشق بوسیدن تواند
چو بشنود این سخن قاضی بفرمود
که سائل در سخن چون دّر می چکاند
به شرع عشق بر معشوق فرض است
که عاشق را به کام دل رساند
داد از نرگس بی می مستش
و زلف پریشان بلند و پستش
اقل خلق الله درویش محمد ابن شریف اردلان سنه 1081 هجری قمری

سنگ مزار‌های مجموعه
پیش لز باز پیرایی محوطه، ‌سنگ قبرهای موجود به صورت در هم ریخته، ‌نا منظم و حتی شکسته بود که تعدادی از آنها در محل خود نصب گردید و بعضی دیگر در کارگاه، ‌توسط استادکاران متخصص سنگ وصّالی و مرمت شد. ‌تعداد چهاده عدد از این سنگ مـزارها در بهمن ماه 1361 هجـری شمسی پس از وصـالی در محل تعیین شده قرار گـرفت.
بعضی از این قبور و سنگ قبر‌های آن متعلق به بعضی از فرزندان و نبیره های شیخ از جمله “شبخ ابوالفتح قطب الدین محمد “ صاحب “حدیقه‌الحقیقه” و “شیخ ضیاالدین یوسف “ است که در کنار مزار شیخ احمد مدفونند. ‌بنابر متن کتاب روضه‌الریاحین به نقل از “خلاصه المقامات “ شیخ الاسلام وصیت کرده بود که، ”یوسف را بالای سر ما دفن کنید که تاج سر ماست “ پس او را همانجا که شیخ وصیت کرده بود دفن نمودند. ‌قبر پایین پای شیخ احمد نیز متعلق به “قطب الدین محمد “ است.
قرار دادن سنگ قبر در دوران اسلامی بر مزار مردگان امری رایج بوده است، ‌این نوع سنگها که از نظر فرم و شکل به دو دسته افراشته و صندوقی تقسیم می‌شوند که هر یک دارای مشخصات مشابه و متفاوت نسبت به سنگ نوع دیگر می‌باشد، ‌از جمله با توجه به بررسی ها این طور به نظر می‌رسد که هر چه مقام مدفون در رتبه‌ی بالاتری قرار داشته ارتفاع سنگ مزار او نیز بیشتر بوده است و همین طور ظرافت تزیینات و دقت در ساخت و نقش کتیبه‌ها به همان نسبت افزایش می‌یافت.
در سنگهای افراشته از تزیینات کمتری نسبت به سنگهای صندوقی شکل استفاده شده و گاهی منحصر به قاب بندی کتیبه ها است. ‌جنس این گونه سنگ قبرها را بیشتر سنگ صابون و سنگ مرمر تشکیل می‌دهد که از مقاومت بیشتری در برابر عوامل طبیعی بر خوردارند. ‌اما سنگ قبرهای صندوقی شکل قدمت کمتری نسبت به نوع افراشته دارند و در مقایسه با این نوع سنگها دارای تزیینات زیبایی شامل موتیفهای گیاهی، ‌نقوش اسلیمی و کتابتی بوده و متعلق به دوران تیموری و صفوی می‌باشند. ‌خطوط نگارشی بر روی این دو نوع سنگ مزار، ‌ثلث برای کتیبه آیات قرآنی و اسامی چهارده معصوم، ‌خط نستعلیق، ‌کوفی و بنایی است. ‌بر روی تعدادی از سنگ مزارهای صندوقی شکل حفره یا گودالهایی کوچک ایجاد شده است. ‌گویا این حفره های کوچک محل ریختن آب و دانه برای پرندگان می‌باشد. ‌از سوی دیگر استفاده از کتیبه‌های قرآنی بر روی سنگها نوعی حقانیت مرگ و زندگی جاودانه سرای دیگر را نشان می‌دهد و اشاره به یکی از سه اصول شریعت مقدس اسلام دارد. ‌از دیگر موارد قید شده بر سطح سنگ قبرها نام و مشخصات متوفی، ‌تاریخ فوت، ‌اشعاری در رابطه با باورهای دینی و ابیاتی عارفانه با مضمون استغفار به درگاه خدای تعالی است. ‌یکی از کهن ترین نمونه‌های سنگ افراشته در مجموعه متعلق به مرقد شیخ الاسلام احمد جام است. ‌این اثر ارزشمند که از سنگ سبز تراشیده شده دارای کتیبه‌ای به خط ثلث بوده و بر روی آن عبارات ذیل خوانده می‌شود:
“… و احمد ابی الحسن بن احمد بن جریر بن عبدالله بن لیث جریر الجبلی هذا …. الی … محرم سنه احدی و اربعین و اربعمائه و جد… ثلاث و ستین و اربعمائه و انتقاله … الی دار … “
امروزه این سنگ افراشته در مسجد کرمانی نگهداری می‌شود.
نمونه دیگر، ‌سنگ افراشته‌ای است به ارتفاع 175 و عرض 38 سانتی متر که جنس آن از سنگ مرمر سفید بوده و بر روی آن به خط ثلث عباراتی نگاشته شده و در انتهای متن کتیبه تاریخ 767 هجری قمری آمده است.
«کل النفس ذائقه الموت
سلام و غفران علی ذلک الثری و روح و ریحان منور علی ذلک المثوی عنه روضه … ریاض جنه بانوار علم و عرفان آرامگاه قدوه ارباب … گنجینه دفنیه‌ی توحید لا اله طاوس ریاض جنت عنقا قاف قربت گلدسته بوستان شریعت محمد دیر و جوئبار ظریف احمدی بسم الله الیه من الدین انعم الله و علیهم و رضی عنهم رضی الحق و الدین شیخ الاسلام احمد جام بقاه الله من جام بلا سلام بعد از توجه به راه مجاز از حقیقت نه مجاز … احمد ساقی باقی احمد جذعه با صد اندوه اسوه …… وفات فی سادس الصفر سنه سبع و ست و سبعمائه»

سنگ قبر صندوقی معروف به سنگ نادعلی
این سنگ قبر صندوقی شکل با ابعاد 190 سانتی متر طول، ‌عرض 40 و ارتفاع 42 سانتی متر در حال حاضر در ضلع شمال غربی مرقد منوّر شیخ‌الاسلام احمد جام قرار دارد. ‌جنس آن از سنگ خارا و تزییناتی که بر روی سطح آن مشاهده می‌شود شامل مقرنسهای ظریف و نقوش گیاهی است و بر روی آن به خط نسخ عباراتی نگاشته شده است.
بخشی از این کتیبه شامل “آیه‌الکرسی” است که در پایان آن آمده است: “صدق الله الکرم و ما نحن علی ذلک من الشاهدین”. ‌وجه تسمیه این سنگ قبر به سبب عباراتی با مضمون ذیل است:
نادعلـیـاً مظـهـرالعجائب
تجده عـوناً لـک فـی النوائب
کل هم و غم سینجعلی
بولایتک یاعلی، ‌یا علی، ‌یا علی

بررسی ابنیه
پس از آنکه شیخ الاسلام احمد جامی در کنار خانقاهش روی در نقاب خاک کشید، ‌مریدانش که برخی حکمران و نیز زمامداران سیاسی بودند به پاسداشت ارادت خویش بناهایی زیبا پیرامون مزارش بر پا کردند. ‌گویا هسته‌ی مرکزی این مجموعه، ‌همان خانقاه معدآباد بوده که حدوداً یک قرن پس از وفات شیخ در سال 633 هجری قمری بازسازی گردیده و تزیینات آن تکمیل شده است و در قرون بعد به تدریج بناهایی نیز بر اطراف و طرفین بنای مرکزی ساخته شد. ‌بررسی‌های انجام شده موید این مطلب است، ‌به دلایلی نا معلوم بناهایی از مجموعه حذف گردیده و جای خود را به فضاهای دیگری داده است که در این بخش به آنها اشاره خواهد شد.
مجموعه مزار شیخ جام محل تلاقی ذوق هنری، ‌استعداد، ‌مهارت هنرمندان و به نوعی نمایشگر باورهای مذهبی و تعهد الهی آنان برای ارائه بخشی از جلوه‌های جاویدان هنری و تزیینی برپایه‌ی عشق و ارادت است، ‌به گونه‌ای که در مواجهه با بناهای موجود، ‌شاهد ارتباط متقابل عرفان و مفاهیم معماری می‌باشیم. ‌از جمله دستمایه‌ی هنرمندان خوشنویس برای نگاشتن کتیبه‌های زیبا بیشتر آیات و سوره مبارکه قرآن کریم، ‌احادیث پیامبر اکرم (ص) و ستایشهای عرفانی است که با دلی پاک و جانی وارسته کلک خیال انگیز خویش را بر لوح جان جاری ساخته‌اند.
بناهای این مکان که با دستان توانای معماران و تدبیر هنرمندان با ذوق و خوش قریحه ایرانی پدیدار گشته، ‌یادگاری است نفیس و با ارزش که در بر گیرنده‌ی رشته وسیعی از انواع اجزا و عناصر معماری و همچنین تزیینات وابسته به آن بوده و مشتمل بر فضاهایی چون ایوان، ‌گنبد خانه، ‌مسجد کرمانی، ‌گنبد سفید، ‌مسجد عتیق، ‌سراچه، ‌مسجد جامع نو، ‌گنبد فیروز شاهی، ‌آب انبار است.


بنای ایوان
ایوان مجلل و زیبای مزار شیخ احمد جام با ارتفاع تقریبی 27 متر از دیدگاه هنری و تزیینات معماری برای هر بیننده‌ای تحسین برانگیز است. ‌این بخش از مجموعه که در برابر گنبدخانه بعنوان نقطه‌ی مرکزی این مکان قرار گرفته، ‌از صلابت خاصی برخوردار است. ‌گویا در گذشته معماری ایوان مشهور به “طاق‌درب” بوده که خانم گلمبک به استناد کتاب “مقامات اولاد شیخ” نگاشته شده در سده پانزدهم میلادی بنای آن را به “مطهربن اسماعیل “ نسبت داده است. به اعتقاد برخی صاحبنظران شالوده ایوان در نیمه‌ی اول سده هشتم هجری ریخته شده و ساختمان آن در اواخر همان سده به پایان رسیده است.
بانی ایوان رفیع مزار “شمس الدین مطهربن شهاب الدین اسمعیل بن قطب الدین محمد بن شمس الدین مطهربن احمد جامی” است که پیش از اتمام بنای آن وفات یافته به طوری که با مرگ وی در معماری ایوان وقفه‌ای ایجاد می‌شود و به نسبت دیواره‌های خارجی گنبد از سیر تکاملی کمتری برخودار می‌گردد. ‌حدوداً پس از دوازده سال کار توسط فرزند ذکورش “غیاث الدین بن مطهر” ادامه می‌یابد. ‌بنا بر تواریخ نقل شده می‌توان اظهار نمود که بنای ایوان به احتمال بسیار در سال 720 هجری قمری به اتمام رسیده است. ‌خانم لیزا گلمبک براساس شباهت نقاشی‌های دور درگاه در طرفین ایوان با سبک نقاشی قرن هشتم هجری بنای آن را متعلق به 780 هجری قمری می‌داند.

ساختار معماری
شماری از محققان معماری و باستان شناسی که ایوان مزار جام را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داده‌اند بر این باورند، ‌طرح و نقشه اصلی بنا هیچگاه در معماری ایوان به منصه ظهور نرسیده است و اگر طرح اصلی به اجرا در می‌آمد باید مشابه با سر‌در‌های مساجد دوره ایلخانی می‌بود که دو مناره بر فرازش قرار دارد و ارتفاع آن تا زیر تیزه قوس سه برابر از عرض ایوان است. ‌در نخستین نگاه معماری این ایوان القاء‌کننده‌ی مساجد جامع یزد و اشترجان می‌باشد که دو مناره بلند بر رأس ایوان آنها دیده می‌شود، ‌اما بدلیل اینکه طرح بنا از معماری متداول دوره ایلخانی تبعیت نکرده است، ‌ارتفاع سردر چند متر پایین تر از اندازه رایج با شیوه‌ی معماری دوران ایلخانی ساخته شده و بجای دو مناره مرتفع، ‌دو گلدسته (مأذنه) کوتاه قرار گرفته است.
آلفونس گابریل در کتاب خود “عبور از صحاری ایران “ می‌نویسد:
“کاشیکاری ‌های زیبا در بیشتر قسمتهای آن از بین رفته و ملاط خاکستری زیر آن پیدا شده و زیبایی و جلال آن به آرامی و بدون وقفه ناپدید گردیده است. ”
چارلز بیت سفرنامه نویس دوره قاجار در بازدید از این مزار نمای ایوان را با کتیبه‌هایی به خط کوفی دیده که بدلیل ریزش قابل خواندن نبودند و از طرفی هنوز بر طاقهای آن نقش چند گل و بوته سالم باقی مانده بود. ‌
در واقع فضای داخلی ایوان مسیر دسترسی به سه فضای دیگر به نام های گنبد خانه، ‌گنبد سفید و مسجد کرمانی است. ‌علاوه بر آن در طرفین ایوان بین جرز پایه ها یکصدویک پلکان به طور مارپیچ مسیر ارتباطی به بخش فوقانی بنا به مأذنه‌ها را فراهم نموده است. ‌با مطالعه و بررسیهایی که پیرامون نحوه معماری بخشهایی از مزار شیخ احمد جام از سوی سازمان حفاظت آثار باستانی دفتر فنب خراسان صورت گرفت، ‌حقایقی را از کیفیت ایجاد ایوان برای کارشناسان روشن نمود.
ازاره ایوان که در ابتدای مطالعات، ‌با لایه‌ای از گچ پوشیده شده بود، ‌نمی توانست منطبق با معماری ایوانی به این عظمت باشد. ‌بنابراین طی اقدامی از ازاره‌ها لایه برداری موضعی شد و نتیجه‌ای که در این لایه‌برداریها به همراه داشت نشان داد که در گذشته ازاره ایوان در حد فاصل درگاه ورودی به مسجد کرمانی و فضای گنبد سفید با کاشیهای زیر رنگی به صورت خشتهای شش گوش و مثلث به اشکال متنوع پوشیده شده بود. ‌بنابراین گزارش، ‌اثری از این کاشیها در قسمتهای جلو و طرفین ایوان مشاهده نشد.
احتمال دارد این بخشها در گذشته با سنگ نما سازی شده باشند. ‌از طرفی ضمن خاکبرداری از مجاور پی‌ها و کف‌ها دو قطعه کاشی معرق دیده شد، ‌یکی از این کاشیها متعلق به دوره تیموری بوده و ظاهر الوان آن که به رنگهای لاجوردی، ‌سفید و فیروزه‌ای بود نشان داد این نمونه کاشیها در ارازه استفاده شده است.
وجود قطعه‌ی دیگری از کاشی به رنگهای آبی و سفید می‌توانست مؤید کاشیکاری در دوره ایلخانی باشد که آن قطعه کاشی نیز احتمالاً در ازاره مورد استقاده قرار می‌گرفت. ‌با توجه به این بررسی ها، ‌کاشیهای دوره تیموری در ناحیه اسپرایوان و در فاصله درگاه‌های ورودی سجد کرمانی و گنبد سفید احتمالاً مربوط به بخش خارجی ایوان بوده است. ‌از سویی قسمت جلو نیز می‌تواند ادامه همین دوره باشد. ‌لایه برداری در بخشهای دیگر ایوان با جستجوی بیشتر و روشن شدن زوایای معماری پنهان آن منجر به پدیدار شدن دو محراب کوچک و زیبا در طرفین ورودی اصلی گنبد خانه شد که محراب سمت راست به صورت کامل با گچبری‌های زیبا باقی مانده و تداعی کننده نمونه محرابهای دوره‌ ایلخانی است. ‌محراب سمت چپ در امتداد محراب پیشین و به قرینه ایجاد شده اما در حال حاضر فاقد فاقد هرگونه تزیینات گچبری‌ است. ‌در نتیجه این محراب ها قاعدتاً بایستی پس از پوشش ایوان توسط “خواجه غیاث الدین “ که 12 سال پس از وفات پدرش (خواجه مطهر ابن خواجه شهاب الدین اسمعیل ) اقدام به این کار نمود یعنی در حدود سالهای 732 تا 771 هجری قمری ساخته شده باشد.
بنا بر همین نظریه این دو محراب کوچک مدتی در زیر لایه کاشیهای دوره تیموری مخفی بوده و پس از معدوم شدن کاشیها به تدریج ظاهر شده است. ‌زیرا کیفیت مصالح معماری و شواهد دیگر نشان می‌دهد کاشیها پس از ایجاد محراب در حای خود نصب گردیده است. ‌نقش میانی کتیبه محراب سمت راست حاوی تکرار نام محمد (ص) در میان یک دایره و بر بالای آن عبارت “نصرمن الله و فتح قریب و بشرالمؤمنین” دیده می‌شود. ‌پوشش فضای زیرین ایوان مزین به کاربندی هنرمندانه و فیلپوشهای ایوان با مقرنس‌های بسار زیبا آراسته شده و بخش بالای آن را با قابهایی از نوع قوسهایی برجسته مربع پوشش داده‌اند.
آنچه در حال حاضر در بالاترین نقطه ایوان مشاهده می‌شود، ‌دو گلدسته یا مأذنه کوچک به ارتفاع تقریبی 5 متر است که بنای آن را به شخصی به نام “شیخ اسمعیل خان مستوفی المما لک” مستوفی کل کابل و قندهار مقارن با حکمرانی نادرشاه افشار نسبت می‌دهند. این گلدسته ها که بیشتر ساختار آن شبیه به گنبد کلاه فرنگی است به صورت شش ضلعی ساخته شده و هر ضلع آن چشم انداز وسیعی به اطراف دارد.

اجزاء و عناصر تزئینی
ایوان رفیع مزار با صلابت خاص خود دارای تزئینات کاشیکاری معرق و برجسته، ‌مقرنس، ‌قطاربندی و کاربندی است که با شیوه‌ای هنرمندانه در معماری آن اجرا شده است. ‌کاشیکاریهای ایوان متعلق به دو دوره متفاوت است. ‌کاشی فیروزه‌ای شش گوشه‌ای منقوش که با نقوش گل و برگ، ‌ستاره شانزده پر به رنگهای سیاه، ‌لاجوردی و فیروزه‌ای بر زمینه سفید تزئین شده و کاشیهای فیروزه‌ای تیره رنگ کوچک به شکل مثلث که با نقوش اسلیمی به رنگ سیاه که چهار گوشه کاشیهای شش گوش بزرگ را پر نموده‌اند.
نوع دوم آن کاشیکاری معرق دوره‌ی صفوی است که تمام نمای ایوان، ‌از اسپر و پیشانی تا زیر قوس را در برگرفته و با نقوش هندسی، ‌حیوانی، ‌گیاهی و کتیبه‌های ثلث به رنگهای سفید، ‌آبی، ‌فیروزه‌ای، ‌لاجوردی، ‌سبز روشن و قهوه‌ای روشن پوشش داده است. ‌ظاهراً پس از پایان معماری، ‌ایوان به صورت امروزی دارای تزئینات نبوده و در قرون بعد به امر شاه عباس اول صفوی اسپرها و داخل آن و به خصوص حاشیه بیرونی سردر با کاشیهای معرق آراسته شده است. ‌گویا این عمل شاه عباس در سال 1022 هجری قمری پس از مراجعت از فتح قندهار صورت گرفته که این روایت در مراه‌البلدان ثبت شده است. ‌کتیبه‌های ایوان مجموعه مزار شیخ احمد جام در حاشیه و پیرامون و در پیشانی آن به خط ثلث ترکیبی و تزئینی و با دانگ جلی نوشته شده است.
بر کتیبه واقع در پیشانی ایوان که به رنگ سفید بر زمینه لاجوردی است به قلم شیوای ثلث آمده است:
“‌اتفق بتجدید هذه العماره الرفیعه فی اوان دوله الخاقان الاعظم نتیجه اولاد خیر الامم نقاوه احفاد نبی المکرم ابوالمظفر شاه‌ عباس الحسینی الموسوی خلد الله ملکه”
کتیبه دیگر ایوان از پایین آن آغاز گردیده و پیرامون حاشیه را با مضمون سوره مبارکه “الملک” از ابتدای سوره تا پایان آن به خط ثلث ترکیبی سفید بر زمینه لاجوردی آراسته است.
“بسم الله الرحمن الرحیم، ‌تبارک الذی بیده الملک و هو علی کل شی قدیر الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایکم احسن عملاً و هو العزیز الغفور الذی خلق سبع سموات طباقاً ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر … “
اوج تزئین ایوان با بکار‌گیری نقوش متنوع اسلیمی در بنای ایوان به منصه ظهور رسیده است. ‌نمای این قسمت از مجموعه با زیباترین رنگها بویژه لاجوردی به عنوان زمینه کار و تزئینات مارپیچ، ‌با توجه به ظرافت، ‌بیشتر زیبنده نقش و نگار کتب خطی است. ‌پرده پر نقش و نگار سردر ایوان و تکرار موزون عناصر تزئینی به صورت شمسه‌های زرین کوچک که نور حیات بخش خود را بر میان توده شاخ و برگ اسلیمی پخش می‌نماید، ‌همگی تاکید بر کار استادانه‌ هنرمندان این بنا است. ‌از جمله با شکوه‌ترین این تزئینات نقش دو اژدها در مقابل یکدیگر است که در لچکی سردر ایوان این مجموعه دیده می‌شود و در انتهای دو اسلیمی پیچ‌دار با دهانی گشوده قرار گرفته‌اند.
در اوستا و دیگر متون عصر ساسانی از موجود خطرناکی بنام “اژدری” از گروه پدیده‌های اهریمنی نام برده شده و امروز در ایران “اژدها” نامیده می‌شود. ‌علاوه بر آن قهرمانان شاهنامه نظیر فریدون، ‌گشتاسب، ‌بهرام گور، ‌رستم و اسفندیار با آن جنگیده‌اند. ‌اما از نظر مفاهیم چینی این حیوان نماد پاسداری و حفاظت است. ‌نگار و نقش برجسته‌های اژدها در دوره مغول به مفهوم چینی و بودایی خویش بیشترین نفوذ را در تزئینات وابسته به هنر معماری ایران داشته است و در مکانهای گوناگون از جمله سردر، ‌مدرسه، ‌کاروانسرا، ‌آرامگاه، ‌اماکن مقدسه و…. ایرانیان نیز نقش اژدها را نزدیک به اعتقاد چینی‌ها و با تغییراتی با ذوق و سلیقه‌ای خود بکار برده‌اند. ‌تا آنجا که مفاهیم آن به تدریج در فرهنگ و هنر ایران مستحیل گشته است. ‌اژدها در آثار ادبی و همچنین مفاهیم عرفانی نقش مهمی را ایفا کرده است، ‌به طور مثال مولوی در اشعار عرفانی خویش اژدها را با مفهوم نفس سرکش و طغیانگر به کار برده است و اژدهایی که از عصای حضرت موسی (ع) سربرآورد، ‌قدرت و عظمت پروردگار را در برابر دشمنان بویژه فرعونیان نشان داد.

گنبد خانه
این بخش از معماری مجموعه مزار جام در امتداد ایوان و د رمنتهی الیه طولی فضای داخلی آن قرار دارد. ‌امروزه بنای گنبدخانه را متصل به ابنیه و فضاهای دیگری مشاهده می‌کنیم که به فراخور نیاز به بناهای مجموعه افزوده شده است. ‌اما بررسیها و تحقیقات بویژه در نوع مصالح مؤید این حقیقت است که دیواهای این بنا با جرزهای مجاور شرقی آن و با رواق، ‌قفل و بست نداشته و وجود آثاری از دو ردیف تزئینات آجری در بدنه غربی بنا حکایت از آن دارد که گنبدبنا خانه مفردی و گویا مقدم بر سایر ابنیه‌ی اطراف ساخته شده است.
ورودی این بنا در فضای داخلی ایوان بلند مزار قرار دارد. ‌آستانه درگاه ورودی دارای دری قدیمی است که در اسپر ایوان تعبیه شده و تزئینات منبت کاریهای هنرمندانه به هیئت کتیبه و نقوش متنوعی است که بر سطح آن دیده می‌شود. ‌این در چوبی ارزشمند شامل دو قاب بزرگ طرفبن و حاشیه پیرامون آن و دو قاب مستطیلی کوچک در بالا و پایین قاب بزرگ است که لتهای آن روی هم حاوی چهار حدیث از رسول اکرم (ص) به روایت خلفای راشدین است. ‌بخشی از این کتیبه ها مربوط به تاریخ ساخت در این چوبی نفیس 733 هجری قمری و نام سازنده آن است که به شیوه‌ای خاص به صورت برجسته برروی آن منبت کاری شده است:
“تمت هذه الباب فی شهر الاصّم”
“رجب سنه ثلاث و ثلاثین و سبعمائه”
“هذا الباب عمل استاد فرخ تبریزی”
فضای داخلی گنبدخانه و بنای آن یادآور طرح مقبره سلطان سنجر سلجوقی در مرو (سده دوازدهم میلادی) و بقایای آرامگاه تیموری مجاور مسجد هرات است.
در واقع گنبدخانه نقطه مرکزی مجموعه است که چهار نمای خارجی آن بوسیله بناهای پیرامون پوشیده است. ‌ساختار این بنا شامل چهار سه کنج، ‌دو اتاق کوچک، ‌چهار طاق نمای پر هشت ضلعی است و سطح زیر گنبد آن با کاربندی‌های بسیار چشمگیر مزّین گردیده است. ‌احتمال دارد این اتاقها در طی قرون به صورت چله خانه مورد استفاده بوده است. ‌گویا ورودی‌های شمالی، ‌جنوبی و شرقی بعنوان درگاه‌های اصلی محسوب می‌شده که وجود گچبریهای اطراف درگاه غربی این ادعا را به اثبات می‌رساند به احتمال بسیار در گذشته محرابی در ضلع جنوبی آن وجود داشته و در حال حاضر جای خود را به دری چوبی داده است، ‌به تعبیری دیگر دورانی که دیگر فضای داخلی گنبدخانه بعنوان مکان برگزاری نماز مورد استفاده قرار نمی‌گرفته دری چوبی جایگزین محراب آن شده است. ‌در چوبی مزبور و بقیه درهای واقع در گنبدخانه متعلق به سده هشتم هجری است که تنها برروی یکی از آنها تاریخ ساخت به صورت برجسته (733هجری قمری) وجود دارد. ‌در شمالی گنبدخانه به داخل صحن محوطه جلو، ‌و در سمت قبله به داخل صحن مسجد جامع نو و درهای کوچکتر دیگر هر دو به داخل حجره‌های کوچک گشوده می‌شود. ‌این قسمت از مجموعه از نظر تزئینات زیباترین و چشم‌نوازترین نقشها را به لحاظ مفهوم و معنی در خود محفوظ نگاه داشته است. ‌سطوح دیواره‌ها و زیر گنبد با طرحهای هندسی و موتیفهای گیاهی با زمینه‌های مختلف آبی رنگ در قابهای متفاوت تزئین شده که از نظر سبک متعلق به سده هشتم هجری یا نیمه دوم قرن چهاردهم میلادی است.
با اینکه تزئینات داخل گنبدخانه در تاریخ مزبور به اتمام رسیده احتمال دارد ازاره آن در همان دوران کاشیکاری شده باشد، ‌اما در حال حاضر اثری از این تزئینات نیست و جای آنرا پوششی از گچ گرفته است، ‌از سویی می‌تواند این مفهوم را القاء نماید، ‌زمانی که کاشیهای آن فروریخته به دلایلی مرمت آنها ممکن نشده است. ‌مسئله‌ای که مانع برداشتن این گچها شده است خطوط فراوانی بود که بصورت یادگاری و خاطره‌نویسی بر سطح ازاره نگاشته شده و برخی از آنها از نظر تاریخی دارای اهمیت شایانی است. ‌به استناد تاریخ کتیبه زیر گنبد این بنا در سال 763 هجری قمری مرمت شده و در دو کتیبه واقع در طرفین درگاه اصلی نام هنرمندان مرمتهای گنبدخانه و نقاشی‌های فضای داخلی در میان دو دایره تزئینی آمده است. ‌در طرف چپ نوشته شده است:
“عمل بتجدید هذه السقف استاد عبدالوهاب بنا غفرالله له “
و در سمت راست درگاه این عبارت دیده می‌شود:
“عمل العبد النظیف سلطانشاه نقاش غفرالله له “
سقف زیر بقعه با قطلربندی حاوی اشکال مثلثی است که با خطوط معقلی (بنایی) عبارت مبارکه “لا اله الا الله و محمد رسول الله” به صورت تکرار آراسته شده است. ‌در دیوار جنوبی گنبدخانه در دو دایره سوره اخلاص به قلم زیبای ثلث به روش بدیعی رسم شده که دایره مزبور شامل یک هشت ضلعی است و نقش ستاره ایرانی در میان آن ایجاد گردیده است. ‌پیرامون آن نیز سوره اخلاص دیده می‌شود. ‌اطراف کلمات این سوره را خطی مدور به رنگ قهوه‌ای فراگرفته و محاط آن دارای تزئینات خاصی است که این عناصر بصورت مجموعه داخل قابی ایجاد شده است. ‌بر ضلع شرقی و غربی فضای داخلی نیز دو دایره با نقوش بسیار زیبا با کتیبه‌ای به خط کوفی مشاهده می‌شود. ‌در یکی از فیلپوشها عبارت “الملک لله” به خط کوفی بسیار زیبا در بین دو نوار بسیار باریک و در حاشیه قوس آن نوشته شده و در زیر آن یک ترنج و در اطراف آن هاله‌ای از نقوش گیاهی ترسیم گردیده است. ‌
قوس مزبور همراه با کتیبه این قسمت در زیر طاق نیز ادامه یافته و پوشش سقف آن تواماً دارای نزئینات ئ عبارات عربی است. ‌از جمله تزئینات نقاشی این مکان شمسه‌هایی است که بصورت منفرد در قابهای چهارضلعی و با فرم نقشهای پرکننده قرار گرفته‌اند. ‌در حاشیه عمودی این عناصر تزئینی نقوش هندسی لوزی شکل پدید آمده که این اشکال برروی هم قرار گرفته و با رنگهای متنوع جلوه خاصی به گنبدخانه داده است.
از دیگر نقاشیهای گنبدخانه، ‌نقش گلدانی پر از گل است که بر بالای آن نقش محرابی شکل ایجاد شده و در میان قابی مربع مشاهده می‌شود. ‌برروی این قاب تعدادی دست نوشته و یادگاری در نقاطی که نقاشی نشده نوشته شده است. ‌کیفیت هنر‌ی نقاشی‌های گنبدخانه مؤید یکنواخت بودن سبک و شیوه آن دارد که در یک زمان معین به منصه ظهور رسیده است.
بخش دیگر از تزئینات گنبدخانه به رسمی بندی سقف اختصاص دارد که نمای میانی از یک ستاره کوچک شروع شده و اطراف آن نیز ستاره‌های شش ضلعی بصورت برجسته ایجاد گردیده است. ‌مجموع آن ستاره‌ای وسیع به فرم چند ضلعی به وجود آورده است. ‌راس این ستاره‌ها به اطراف پراکنده شده و قوسهای بسیار زیبایی از آن پدید آمده است. ‌در میان هر یک از این قوسها به فرم مثلثی با خط معقلی(بنایی) بصورت مکرر نوشته شده: “محمد رسول الله”. ‌یکی دیگر از کتیبه‌های گنبدخانه به رنگ سفید بر زمینه لاجوردی بوده و اطراف آن مملو از آرایه‌های تزئینی و مضمون آن حدیثی است منقول از رسول اکرم (ص):
“قال النبی صلی الله علیه و سلم، ‌الدنیا ساعة فاجعلها صدق و طاعة الله”، ‌مهمترین کتیبه گنبدخانه در حاشیه بخش فوقانی بنا و در ذیل نوشته‌ای قرآنی دیده می‌شود که این کتیبه و نگاشته زیرین آن در یک نوار پهن پیرامون گنبدخانه را فرا گرفته است. ‌این نوشته اطلاعات معتبر و مهمی را از دوره‌های این بنا ارائه می‌نماید:
“ذکرالله اعلی و التقدیم احق وا‍ح{…. ‌}بیوم الاخر و قال النبی علیه السلام: بعث لهذه الامة علی رأس کل مائة سنة من یجدد لها بنیان الدین چون به حکم این دو نقل صحیح و نص صریح توفیق احیا مراسم بقاع ارباب خیرات و باغ اصحاب وفور کریم (کذا) و کرامات درباره بنده ضعیف ابی الحسین محمد بن محمد بن ابی کرت و وقفه الله تعالی لما یحب و یرض بتحقیق پیوست بتجدید عمارت این قبه فلک اساسها بها که تشیید. ‌قواعد و ابتناء‌ آن باسم و رسم مجاور آن تربت حضرت وارث تخت ولایت احمد بوالحسین پیشوای هر دو گیتی رهنما (ی) انس و جان زیدت یعنی فضائله قدساً فی عهد دولت قطب افلاک الهدی بحر الفضائل و العلی بن مطهر منقوم احمد و هو احمد، ‌قومه فهم خیار و هو خیر المعشر قدر {…..} کان بانی اصل ملک الوری قیماً متولی سنجر در شوال مضی من هجره لام و جیم بعد خاء‌ بتلطف …. حدوث یافته بود اشلرت نمود فی شهور سنه ثلاث و ستین و سبعمائه “ 763 هجری قمری


موضوعات مرتبط: تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
ادامه مطلب
[ 86/10/11 ] [ 11:15 ] [ مدیر وبلاگ ]
مقدمه: شهر تربت جام دارای قدمتی دیرینه است و موقعیت جغرافیایی آن یعنی تلاقی گذرگاه‌های کناره‌ی هریرود با شاهراه تجاری شرق به غرب بر کنار جامرود موجب شده است که جام در گذشته‌های بسیار دور مورد توجه و سکونت قرار گیرد. بزرگترین سطح سیاسی که برای تربت جام عنوان شده است، ولایت و یا استان در عهد پارتیان بوده است. به طوری که در کتاب تاریخ ایران باستان چنین معرفی شده است:« می‌توان گفت که پارت عهد قدیم عبارت از ولایات کنونی بوده است :دامغان ، شاهرود، جوین،سبزوار، نیشابور، مشهد ، بجنورد، قوچان، درگز، سرخس، جام ، خواف، باخرز، ترشیز و تربت حیدریه »در تاریخ قدس نیز چنین آمده است: « در عصر اشکانیان (بلدش اشکانی)… سرزمینی به طول 480 کلیو متر و به عرض 200 کیلو متر شامل ولایاتی همچون دامغان ، شاهرود، جوین،سبزوار، نیشابور، مشهد و … جام . باخرز و… کشور پارت قدیم را تشکیل می‌دادند».


در کتاب آثار باستانی خراسان به نقل از منابع قبلی، حاکم‌نشین سابق جام قصبه‌ی بوژگان معرفی شده است. در منابع دیگر از جمله نهضت سربداران، چنین آمده است: در زمان وجیه‌الدین مسعود حدود قلمرو سربداران از مغرب به دامغان و از مشرق به جام، از شمال به خبوشان و از جنوب به ترشیز می‌رسید . شهر تربت جام پبش ار آن که به مناسبت قرار گرفتن آرامگاه شیخ احمد جام در آن، به این نام خوانده شود بوزجان نام داشت و کرسی ناحیه‌ی زام یا جام بوده است . بوژگان یا بوجگان شهری بزرگ و دارای 180 روستا بود و در قرن هفتم هجری بارها مورد تهاجم مغول قرار گرفت. در قرن هفتم هجری بوزجان که دیگران آن را جام یا تربت جام می‌خواندن . نزدیک به 200 روستا، باغستان بسیار و میوه‌ی بی‌شمار داشت. در دوران میانه ‌ی حکومت قاجار، تربت جام شهری با هزار خانه و بیشتر ساکنان آن از ایل هزاره و قزلباش بوده ‌اند و شماری بلوچ در این ناحیه زندگی می‌کردند . مردم تربت جام به زبان‌های فارسی ، ترکی، ترکمنی و بلوچی سخن می‌گویند و همگی آیین اسلام دارند و از نظر مذهبی بیشتر مردم سنی و اقلیتی شیعه هستند.شیروانی تعداد خانوار قزل‌باش شهر را در سال 1247حدود 50 خانوار ذکر کرده است. ابن اثیر، تربت جام را شهرک معرفی می‌کند و می نویسد: «بوزجانی… منسوب به بوزجان است که شهرکی از سرزمین خراسان بین هرات و نیشابور که از آن گروهی از دانشمندان برخاسته‌اند . بعدها این منطقه از نظر سیاسی سیر نزولی پیمود و به حد روستا رسید. به طوری که مغمربن مثنی گوید: آنگاه ابن عامر ، ابو سالم یزید جدشی را به روستای زام در نیشابور فرستاد، ابوسالم نخست زام را و سپس باخرز را که نیز از روستاهای نیشابور است فتح کرد.اوضاع سیاسی این تغییر و تحول همیشه ادامه داشت و این منطقه گاهی ولایت و گاهی شهر و زمانی روستا و قصبه معرفی شده است. به عنوان مثال ابن حوقل بوزجان را جزو شهرهای نیشابور دانسته آورده است که:« نیشابور حدود پهناور و روستاهای آباد دارد و شهرهای معروف آن عبارتند از: بوزجان (بوژگان) مالین که معروف است به کواخرز، خایمند، سلومک و سمنگان».به هرحال ( حافظ ابرو) از جغرافی دانان قرن نهم هجری قمری بر خلاف نویسندگان قبل از خود بوزجان را به عنوان یک شهر معرفی نمی‌کند بلکه آن را جزو ولایت جام دانسته می‌نوسد:« بوزجان قصبه‌ای است و حصاری دارد» و بوزجانی عنوان می‌دارد که « بوزجان بر خلاف مجد و شکوه دیرین اندک اندک رو به زوال نهاد» به طوری که بر اساس شرح درویش علی بوزجانی در کتاب روضه الریاحین در سال 929 هجری قمری، در زمان او بوزجان دیگر رونق سابق خود را نداشته است، در نتیجه وی بر خلاف مؤلفین قبل از خود از بوزجان تحت عنوان قریه یاد می‌کند . اما به مرور، دوباره بر اهمیت این منطقه افزوده شده به طوری که اعتماد السلطنه بر اساس نوشته‌های پیشینیان. بوزجان را چنین معرفی می‌کند:« شهر کوچکی است از نواحی نیشابور، واقع میان نیشابور و هرات . تا شهر نیشابور چهار منزل و تا هرات شش منزل است . جماعتی از اهل علم منسوب به این شهراند.» برای آشنایی بیشتر با سیر تحولات تارخی به برخی از مهمترین وقایع تاریخی شهر به صورت فهرست‌وار اشاره می‌شود : در سنه‌ی 748 یا 738 : هنگامی که مسعود سربداری اغلب بلاد خراسان را فتح نموده بود، جام را محل استقرار لشکر خود ساخت که از آنجا به سمت هرات حرکت کند. سلطان طغا تیمور سردار خود را با 50 هزار مرد به دفع مسعود سربداری به جام فرستاد. شکست فاحشی از قشون مسعود سربداری خورده مراجعت نمودند . ملک حسین غوری والی هرات اعلام جهاد به اطراف نمود. از جلو و عقب متجاوز از 20 هزار نفر به مسعود سربداری حمله برده او. را شکست دادند . در سنه‌ی 802 : امیر تیمور گورکانی وقتی که به قصد یورش هفت‌ساله به سمت ایران حرکت نمود، در جام امیر زاده رستم، مامور به فارس گردید که به اتفاق برادر بزرگتر امیر زاده پیر محمد به طرف بغداد رود . در ذیحجه سال 808 در بدر جلوس میرزا شاهرخ گورکانی امیر سید خواجه امیر الامرا دل بد کرده با جمعی از اعیان از هرات راه فرار گرفت، میرزا شاهرخ نیمه شب مطلع شده بر اثر آن‌ها تاخته ، در جام به آن‌ها رسیده ، بعد از استمالت، ایشان را نعاودت داد .در سنه‌ی 855 : هنگامی که ابوالقاسم بابر گورکانی ، بعد از امیر الغ بیک و عبداللطیف بر سریر سلطنت خراسان و هرات متمکن بود، میرزا سلطان محمدبن بایسنقر گورکانی که در فارس و عراق سلطنت داشت، به طمع تسخیر مملکت خراسان، به سمت هرات رفت ، در جام فریقین تلاقی نمودند، و جنگ سختی در پیوست. (بابر) شکست خورده با هفت نفر جان از معرکه بدر برد . همان سال قحطی عظیمی در خراسان بخصوص در هرات شد .در سنه‌ی 995 : جلال خان فرزند دین محمد خان ارگنجی با شش هفت هزار نفر جمعیت به خراسان تاخت و جام را غارت نمود . مرتضی قلی‌خان پرناک والی مشهد بر او حمله برده ، در جام او را شکست داده، به قتل رسانید . در سنه‌ی 1242 : الله قلی خان والی خوارزم به اغوای محمد خان والی، به جام تاخت و آنجا را غارت نمود ، و در محمود آباد جام اتراق کرده ، شبی چند راس از اسب‌های سوارهای او پابند را پاره کرده ، بی لجام در اردو می‌گردیدند . الله قلی خان به خیال اینکه سواره شاهزاده شجاع السلطنه است ، فی الفور فرار بر قرار اختیار کرده تا سرخس عنان نکشید . صبح جامیان آنچه را که از ایشان به غارت برده بود، به علاوه آنچه در اردوی الله قلی خان باقی مانده بود بدست آورده و تصاحب نمودند . در سال1253 : که موکب شهریار مبرور ماضی محمد شاه غازی انار الله برهانه متوجه یورش هرات بود، در 28 رجب، آصف الدوله الله یارخان والی خراسان با چهار عراده توپ و دوازده هزار نفر قشون از عساکر ظفر مآثر از جام به شبرغان رفت… .


موضوعات مرتبط: تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
ادامه مطلب
[ 86/10/11 ] [ 11:12 ] [ مدیر وبلاگ ]

ساكنین شهر جام پیش از حضور شیخ احمد جام

برخی از نویسندگان را عقیده بر آن است كه اهورا مزدا جام را آفرید و برای  سكونت مردم روستایی مهیا نمود. اما قبل از بذل عنایت اهورا مزدا و استقرار روستاییان در این سرزمین آریایها در اولین منزل ایرانی خود جام را به عنوان سكونت‌گاهی بین راهی برگزیدند. چنان كه در كتاب زورآباد جام آمده است كه: شاخه‌ای از آریایها در اوایل هزاره‌ی دوم پیش از میلاد از دره‌ی كشف رود گذشته و خود را به دامغان رساندند و سپس به مرور در سراسر ایران پراكنده شده‌اند. اما بجز اشاره‌های اندك به سكونت مادها، اسناد متقن و قابل اعتمادی درباره ‌ی ساكنین پیش از آنها به دست نیامده است.

اسناد و شواهد تاریخی بیانگر آن است که این محدوده پس از ورود اولیه‌ی مادها به‌عنوان مقر حکومت و سکونت بخشی از آریایی‌ها به نام خوارزمیان و یا همان خوراسمای‌ها که در اسناد تاریخی به آن اشاره شده ذکر شده است. به عنوان مثال برخی از مورخان در مورد سرزمین اصلی  پیروان زرتشت  چنین عقیده‌ای ابراز داشته‌اند: خوارزمیان در روزگار باستان صاحب دره‌ی اسکن (که امروزه هریرود و تجن در آن جریان دارد) بودند.

 از طرف دیگر با توجه به این که سارگون از پادشاهان آشور (715تا722ق.م) در منتقه‌ای در حدود اریبی یا همان هرات کنونی حکومت می‌کردند و آشور جزو طوایف  آریایی است، می‌توان این عقیده را متقن ‌تر تلقی نمود. بنابراین، در مورد استقرار آریای‌های اولیه در این منطقه شک و تردیدی وجود ندارد.  

حال با توجه به اینکه خوارزمیان از ساکنان منطقه‌ی جام و هرات عنوان شده‌اند این سوال پیش  می‌آید که چرا محل استقرار این قوم را عمدتا حوالی رود جیحون عنوان می‌کنند؟ بررسی اسناد و مدارک تاریخی نشان می‌دهد که حدود هفت قرن قبل از میلاد این حکومت دچار آشوب‌ها و هرج و مرج‌های داخلی شد و با ضعف‌های ایجاد شده از این طریق، کورش از فرصت استفاده نمود  و بر آنها تاخت.

خوارزمیان که توان مقابله با لشکر کشی خارجی را نداشتند به تدریج در امتداد هریرود و پس از آن تجن به مناطق شمالی تر مهاجرت کردند و نهایتا در حوالی رودخانه‌ی جیحون استقرار دائمی یافتند.

نکته‌ای که در اینجا ذکر آن ضرورت دارد آن که تاریخ مدون و موجود جام درباره‌ی استقرار جمعیت و اقوام ساکن آن به این معنی است که قدمت این سرزمین به حداکثر هزار سال قبل از میلاد می‌رسد. حال آن که سفالهای کشف شده در اطراف و اکناف این شهر بیانگر تاریخی بس طولانی‌تر از آنچه در فوق بدان اشاره شد. می‌باشد. بر اساس این مدارک و بخصوص  حفاریهای تپه‌ی کول در سه کیلومتری شهر کنونی، این محل در هزاره ی پنجم پیش از میلاد مسکونی بوده است اما تا زمان استقرار آریاییها  در این سرزمین هیچ نوع شناختی از ساکنین و مردم منطقه به دست نیامده است. حتی در مورد شاخه‌ها و گروه‌های طوایف آریایی نیز چندان اطلاعی از منابع موجود به دست نمی یاید به همین دلیل در نوشته‌ی بعدی خود سعی می کنیم اقوام و طوایف استقرار یافته در این منطقه پس از حضور شیخ احمد جام را برایتان معرفی می‌نماییم.

 


موضوعات مرتبط: تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
ادامه مطلب
[ 86/10/11 ] [ 11:8 ] [ مدیر وبلاگ ]
می خواهم‌ از‌ گوشه‌ای دور افتاده در دنیا صحبت کنم. آنجا که دلهای وسیع ساکنانش تنها دلیل بنای آن است. می‌خواهم از شهری حکایت کنم که ساکنانش هر‌چه سرسبزی و طراوت ‏داشتند، در پای آن ریختند تا پی‌ای بر آن بنا کنند و قدرت بازوانشان را برای نگه داشت ‏سقفش همیشه حایل باشند.


‏اگر چه هیچ کس پیش از سکونت آریایی‌ها در این منطقه شرح و توصیفی از آن به دست نداده است، لکن اشیا و ابزارهای مصون مانده از حوادث در طی زمان بیان گر قدمت هزار ساله‌ی ‏‏این سرزمین است. حتی در زمان اوج و اعتلای آریایی‌ها در کنار هریر حکومت های پر ‏رونق جام و هرات، توصیف های مفصل و قابل توجه در مورد منطقه جام، چندان فراوان ‏نیست. اما زمانی که نابغه‌‌ای به نام ابوالوفای بوزجانی پا به عرصه ی وجود می گذارد، ‏بسیاری دست از انکار بر می دارند و اگر نه مفصل به طور مجمل به نام و پیشینه‌ی این ‏مکان اشاره می کنند. هر چند این اشاره ها نیز بسیار ناقص و اندک است، لیکن برخی از نکات تاریک این منطقه مقدس اوستایی را باز شناسی می کند. اگر این شهرت در زمین چندان ‏تقابل توجه نیست، لیکن در کره ماه که نام ابوالوفا، زینت بخش دهانه ی یکی از چندین ‏آتشفشان آن است، پر آوازه و مشهور می‌باشند.

‏تاریخ جام را که ورق می زنیم به این واقعیت بیشتر معترف می‌گردی که شهر ها هیچ گاه از ‏بین نمی روند. تنها به شکل متفاوت دست به بازسازی خود می زنند. زام را اگر زلزله نابود ‏کرد، دلهایی به وسعت دریا بوزجان را ساخت و بوزجان وقتی به دست غارتگران سوخت، ‏آن طرف تر به شکل معد آباد، سر از خاک بر آورد. این مکان وقتی به خاطر تنگ نظری ها و ‏قتل و غارت ها از نظر افتاد، عزت و عظمت مردی اندیشمند و نابغه ای که دیگر ‏خواهی را به اوج رساند، شهره ی قریه ی کوچک را به اقصی نقاط جهان فرستاد شهره‌ای که باعث شد سلاطین و وزرای بسیاری را به سوی خود روانه کند. بسیاری از آنها اگر از ‏علم و دانش بهره ای نبرده بودند، وقتی که شنیدند شیخ احمدی وجود دارد که بر خلاف آنها ‏نه تنها بر تصرف جهان و حکومت بر مردم فکرنمی کند، بلکه در تمام مراحل انصاف و ‏عدل را سر منشا فعالیت خویش قرار داده است، مشتاق زیارتش گشتند.آنها شنیده بودند که شیخ احمد گفته است:

‏چون تیشه مباش و جمله زی خود متــراش
‏چون رنده زکار خویــش بـــــی بهـــره مباش

تعلـــــــــــیم ز اره گـــــیر در امــر معــــــاش
‏چیزی سوی خودمی کش وچیزی می پاش

این دیدگاه و سایر نقطه نظرهای شیخ احمد، آن چنان مشتاقان را به این سو دعوت کرد که ‏ دیگر روستای معد آباد تاب تحمل این خیل عظیم را نداشت. بنابراین خانقاه ها و عبادتگاه ‏های متفاوتی در پیرامون این مکان ساخته شد و آن قدر بر دامنه آن ها افزوده گشت که ‏شکل و هیبت شهر به خود گرفت و به خاطر شکل طبیعی منطقه به جام و به احترام عالم ‏وارسته ای که در آن مدفون بود، تربت شیخ احمد جام لقب گرفت.

ما قصد داریم به امید خداوند متعال طی چند مرحله شهرستان تربت جام،بناهای تاریخی منطقه،قابلیتها و محرومیتها‌ی آن را برایتان بازگو کنیم.


موضوعات مرتبط: تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
ادامه مطلب
[ 86/10/11 ] [ 11:6 ] [ مدیر وبلاگ ]

هنر و هنرمندان
موسیقی در تربت جام از قدمت و تاریخ و فرهنگ غنی و استواری برخوردار است و شاید بتوان گفت که موسیقی این سرزمین تنها نوع موسیقی است که می‌تواند اصالت موسیقی اصیل ایرانی را به خوبی به دست دهد. به همین دلیل اجرای یک پژوهش دقیق و میدانی در آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. متاسفانه با توجه به عدم حمایت مقامهای محلی از چنین پژوهشهایی، تا کنون تحقیق جامع و کاملی از این مقوله‌ی با ارزش به عمل نیامده و اکثر محققین به توصیف‌های سطحی و اسنادی اکتفا کرده‌اند.
شاید در بین هنرمندان هم بتوان مولانا عبدالرحمان جامی را نامی‌ترین هنرمند مین خطه به حساب آورد. وی در قرن نهم به تبعیت از عبدالقادر مراغی در زمینه‌ی موسیقی قایل به 91 دور است که این ادوار شامل 12 مقام رایج و مشهور، 16 آواز، 24 شعبه و… می‌شوند. با توجه به این‌که در وصف این عالم زمان و نابغه‌ی زمان سخن گفته شد، در این بخش صرفاً به معرفی برخی از بزرگترین هنرمندان و بعضی از آثار و کارهای آنها اقدام می‌شود. اما قبل از هر چیز بایستی مواد خام مورد استفاده‌ی این هنرمندان را ذکر نماییم.

دو بیتی‌ها، سرودها و ترانه‌های محلی تربت جام
از نکات سزاوار توجه درباره‌ی جام، مطالعه و بررسی در باب ترانه‌ها، سرود‌ها، دو بیتی‌ها، نغمه‌ها و تصنیف‌های محلی بسیاری است که در بین اهالی مرسوم و متداول است. این نکته شایان یادآوری است که به لحاظ استقرار آرامگاه عارف بزرگوار، شیخ الاسلام احمد جام در این سامان و به خاطر اهتمام عام در بزرگداشت یاد وی در خاطره‌ها، در غالب آن سرودها از عظمت مقام عارفانه و روحانیت شیخ، توصیف بناهای دینی ــ تاریخی وابسته به مزار، ایوان باشکوه، گلدسته‌ها، مسجدها و حتی درخت پسته کوهی معروف رسته در جوار مزار و موضوعاتی از این قبیل، یاد شده است.
اجزای دیگری از موضوع و محتوای ترانه‌ها را قصه‌ها، متل‌ها، سرگذشت، سنن و آداب رایج در فرهنگ عامه‌ی آن خطه تشکیل می‌دهد، بدان گونه که بعضی از آنها در واقع حکم آیینه‌ای را دارد که چهره‌ی واقعی خصلت‌ها و ویژگی‌های قومی مردم جام‌را به وضوح باز می‌نماید. جامی‌ها این آهنگ‌ها را که به«آواز» شهرت دارد و با شوق و علاقه‌مندی در یادداشت‌ها و در بیاض‌ها و دفتر‌هایی فراهم آمده، و یا بر روی نوار ضبط شده‌، در خانه و یا در محل کار خود دارند و در فرصت‌ها و مناسبت‌های گوناگون‌با خواندن و شنیدن آنها به وجد و حالی که با قیل و قال به وصف نیاید و از رایحه‌ی دماغ پرور آن گل‌های روح بخش‌،مشام جان را تازه و معطر می‌دارند.
موسیقی تربت جام، برخلاف بعضی از تصورات بی اساس، هیچ بوی و رنگ « مطربی » ندارد، بلکه طبع و خوی و رنگ و بوی خاص خود را داراست. در این عرصه هنر دوست، « هنر برای هنر » و در آخر « هنر برای مردم» عرضه می‌شود . خوانندگان و نوازندگان اصیل و نجیب تربت جامی در عرصه ی این هنر شریف بومی، بی هیچ روی قصد انتفاعی، سود جویی و مال اندوزی از این طریق را ندارد و به تعبیر روز کیسه ای برای آن ندوخته اند. در ترازوی نقد، کفه‌ی میزان هنر را در برابر سیم و زر، به سبکی و ابتذال نمی‌سپارند.
در یک کاوش دقیق و بی طرفانه به این نتیجه می‌رسیم که موسیقی تربت جام در واقع و نفس الامر، مزاجی عارفانه دارد، درست از آن دست است که در محافل عرفانی، در زاویه‌ها و خانقاه ها و در مجالس سماع اهل طریقت و روندگان حقیقت - کوتاه سخن - در خلوت اهل درد، با شور و حال و جذبه‌ای خاص ادا می‌شده، و حاضران در مجلس را به مدد نفحات و فیوضات روحانی خود در نهایت به سیر الی الله راهبر می گشته است. آری! چون نیک بنگریم، موسیقی اصیل جام چنین حال و هوایی داشته و دارد : حالت جذبه، وجد، اشراق،بی‌خودی از خویشتن خویش و در پایان به حقیقت پیوستن است.
در بین ابزار و ادوات موسیقی، مهمترین و رایج‌ترین ساز در تربت جام ( دوتار‌ ) است که به دوتایی هم شهرت دارد. نوازندگان دوتار را در این خطه، استاد می‌گویند. اساساً در یک تقسیم بندی کلی دوتار و موسیقس تربت جام در حوزه‌ی شرقی خراسان بزرگ قرار می‌گیرد که خود شهرهای تربت جام . خواف و تایباد را شامل می‌شود. بعضی شیوه‌ی نواختن دوتار کاشمر را نیز در این دسته قرار می‌دهند. اما هنرمندان تربت حامی با این عقیده همراهی ندارند.
دوتار در قدیم از چوب زردآلو و توت ساخته می شده، ولی امروز کاسه ی دوتار را از چوب توت، و دسته‌ی آن را از چوب عناب می‌سازند. طول کاسه 43 سانیمتر، و طول تمام دوتار معمولاً تا حدود 90 سانتیمتر است. در مقایسه س دوتار ساخت تربت جام با دوتار مناطق دیگر . دسته ی دوتار تربت جام بلندتر و وضع چهار گوش دارد.
دوتارهای اصیل معمولا اکثراً هشت پرده‌ی اصلی و یک پرده روی کاسه ( نیم پرده) دارد. اخیراً دوتارهای دوازده، سیزده و حتی شانزده پرده نیز استفاده می‌شود. البته انواع اخیر بیشتر وارداتی بود و شاید نوعی تلاش برای حذف اصالت موسیقی منطقه به شمار آید.
مردم تربت جام در ساخت و پرداخت این ساز مهارت و سلیقه قابل توجهی دارند. در بین استاد کاران دوتار ساز که تعدادشان در تربت جام کم نیست « اسفندیار تخم‌کار » و «حسین علی غمخوار احمدی» از شهرت زیادی برخوردارند.
یکی از مهارتهایی که استادان سره از ناسره را مشخص می‌کند، کوک کردن دوتار است. بسیاری عقیده دارند که بعضی از نوازندگانی که در گروه مطربی اقدام به نواختن دوتار می کنند، نمی‌تو.انند کوک‌های خاصی از شیوه‌های رایج در تربت جام را به دست آورند و به همین دلیل این نوازندگان را به راحتی می‌توان از نوازندگان اصیل تشخیص داد. به هرحال کوک‌ها متداول دوتار در منطقه ی تربت جام عبارتند از: اول کوک چهارم به نام کوک شیخ احمد جام برای اجرای مقام الله و… دوم موک پنجم برای اجرای مقامهای اشترخجو، صیاد و … سوم کوک دوم به نام کوک کردی برای اجرای مقامهای شاه ختائی ، الله مزار و … .
در موسیقی تربت جام بعضی از دوبیتی‌ها و ترانه‌های محلی بدون آواز و تنها به وسیله ی ساز یعنی دوتار اجرا می‌شود، و بعضی دیگر همراه با آواز، به این ترتیب موسیقی تربت جام در دو دوره‌ی آوازی و سازی قرار می‌گیرد. معمول این است که هشت یا 9 پرده با دوتار نواخته می‌شود، اما بعضی از هنرمندان این میزان را تا چهاده پرده هم بالا برده‌اند.
در حال حاضر در موسیقی تربت جام متجاوز از 75 نوع آهنگ از غزل، رباعی، ترانه، تصنیف و دوبیتی رواج دارد که هر کدام از آنها وابسته به طبقه خاص خود است . وقتی خواننده به ساز نوازنده گوش می‌سپارد، به سهولت تشخیص می‌دهد که در آن هنگام باید چه بخواند. در این بین. سرود نوایی از جایگاه و اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و توسط خوانندگان و نوازندگان متعدد به شکل‌‌های گوناگون عرضه شده است . متأسفانه با توجه به اینکه تا کنون درباره‌ی سراینده واقعی و اولین سازنده ی آهنگ این سرود تحقیق جامع و مانعی به عمل نیامده است، هم اکنون شک و شبهه‌های فراوانی در این باره مطرح شده است. امید است با تحقیق و بررسی‌های بعدی این مسائل به خوبی طرح و پاسخ داده شود.
درباره ی موسیقی تربت جام، کتاب‌ها و مقالات فراوانی به رشته‌ی تحریر در آمده است که از آن میان می‌توان به اثر ارزشمند تحقیقی استاد دکتر محمد تقی مسعودیه اشاره نمود. این کتاب به وسیله‌ی انتشارات صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران در سال 1359 هجری شمسی منتشر گردیده است.
گروه نوازندگان
در حال حاضر نوازندگان بسیاری در این خطه عرض اندام کرده‌اند. به طوری که هر روز کاست و محصول جدیدی از آن‌ها به بازار عرضه می‌شود. اما کارهای ماندگار و جاودان در این منطقه عمدتاً توسط استاد کاران بی ادعایی عرضه شده است که جوانی در این راه گذاشته‌اند. از این میان می‌توان به این افراد اشاره نمود: حاج رحمت خدام احمدی، احمد رضا عسکری، عبدالله سرور احمدی، محمد دلپذیر، غلام سرور درستکار، حبیب الله طالب احمدی، حسین علی غمخوار احمدی، محمد تخمکار، غلام علی پورعطایی و … .

گروه خوانندگان
حال با وجود آنکه تفکیک و تقسیم هنرمندان در منطقه کار چندان مقبولی به نظر نمی‌رسد و اغلب آنها در هر دو زمینه مهارت و اشتهار کاملی دارند، لیکن برای برسی‌های تخصصی‌تر، این جدایی و تفکیک چندان هم بی مناسبت به نظر نمی‌رسد. در گروه خوانندگان، معروف‌ترین کارها توسط این افراد عرضه شده است: حاج غلام علی ملا احمدی، محمد زینتی، غلام حسن غفاری، مسعود مؤذن احمدی، عبدالرئوف برنا و … .

گروه رقص محلی
این گروه با توجه به کارهایی که در سطح بین المللی به انجام رسانده‌اند، معروفیت بیشتری داشته‌اند . به حق می‌توان گفت که تربت جام بایستی وجه‌ی جهانی معرفی هنر خود را مدیون و وام‌دار این افراد باشد. معروف‌ترین و زبده‌ترین افراد در این زمینه عبارتند از: احمد معطر جامی، عثمان محرمی، فاروق کیانی، الله داد ضربی، عباس ندایی، نبی‌الله احمدی بنکدار و … . یادآوری می‌شود که شیوه‌ی کار استاد فاروق کیانی در بسیاری از کشورهای هم‌جوار مثل ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان، آذربایجان. پاکستان، افغانستان و … در دانشگاه‌های هنر و مراکز فرهنگی آسیا تدریس می‌شود. علاوه بر ایشان در سال‌های اخیر گروه‌های رقص آواز دیگری در منطقه تشکیل شده و یا از گروه‌های اولیه منشعب شده‌اند که با توجه به موفقیت‌هایی که در این زمینه به دست آورده‌اند، از شهرت و اعتبار قابل ملاحظه‌ای برخوردار شده‌اند که معرفی آنها را به فرصتی دیگر وامی‌گذاریم .
بایستی توجه داشت که آن چه از آن تحت عنوان رقص نامبرده می‌شود، حرکات مبتذل و هرزی که برخی از آن برای مجلس آرایی استفاده می‌کنند، نیست. این حرکات نوعی آیین و رسوم دینی و عرفانی و فرهنگی منطقه است که به منظورهای خاص دینی و اجتماعی و فرهنگی به مرحله ی اجرا در می‌آید. به عبارت دیگر بازی‌های نیایشی، آیینی و حماسی معرف چگونگی انجام کاره‌های روزانه، شکرگزاری و آموزش جوان‌مردی و گذشت و ایثار و… است.
آموزش و تعلیم ساکنین منطقه و معرفی آنها به سایر ایرانیان و جهانیان ایفای نقش نموده‌اند. این بازی‌ها بر اصول و معیارهایی استوار است که در عرض سالیانی طولانی همچنان بر مبنای خود مانده است. آنچه که امروزه درباله به صورت تفسیری بیان می‌شود در این بازی به حد اعلاء جلوه‌گر می‌شود.
به هرحال رقص محلی تربت جام یکی از پرمعنی‌ترین رقص‌های محلی موجود در سطح ایران است که حرکات موزون، هدایت رقص توسط یک نفر اول، یکنواختی و هماهنگی کامل، آغاز آرام و اوج گیری پایانی آن هر کدام معنی و مفهوم خاصی را به تماشاچیان تفهیم می‌کند و جلوه خاصی از فرهنگ این منطقه می‌باشد.
انجام حرکات چوب بازی که خود یادآور یک نوع جنگ تن به تن است، کلیه حرکات سنبلیک جنگ تن به تن را در خود دارد. اغلب رقص‌های محلی این منطقه به طور دسته‌جمعی انجام می‌شود. پوشیدن لباسهای ثابت و یک دست، شال مخصوص و شلوارهای گشادو سفید از ویژگی‌های رقص محلی تربت جام می‌باشد. یکنواختی و انجام حرکات سنبلیک در رقص آن هم به طور دسته جمعی برای این رقص اعتبار جهانی کسب کرده به طوری که در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در مسابقاتی که در سطح جهانی در همین زمینه در کشور کانادا بر گزار شد، مقام اول جهانی را کسب کرده است.
نکته‌ی قابل توجهی که درباره‌ی موسیقی تربت جام همیشه از قلم افتاده است آن که برخی از اقوام و مهاجرین در این شهر به آن درجه از تمرکز رسیده‌اند که آوازها و نواهای خود را به عنوان نمونه‌ای از موسیقی جام و با تأثیر پذیری از روحیات این منطقه عرضه می‌کنند. از آن میان و از قابل توجه‌ترین این گروه‌‌های مهاجر می‌توان به ترکمن‌ها اشاره نمود.نکته ی قابل توجه‌ دیگر آن که این اقوام معمولاً از سازهایی بهره می گیرند که قبلاً در منطقه ی تربت جام اصلاً رواج نداشته است. از این نظر نیز ترکمن‌ها در مقام بالاتری از سایر افراد قرار دارند. به طوری که این افراد عمدتاً از کمانچه استفاده می‌کنند که در تربت جام قبل از ورود این افراد به هیچ عنوان رواج نداشته است. یکی از چیره دست ترین هنرمندان در میان ترکمن‌های ساکن در تربت جام، استاد خان مراد مرادلی است که در برخی از متون جدید موسیقی نیز از او به نیکی یاد شده است. وی علاوه بر تار، دستی بر شعر و ادبیات دارد که کارهای هنری او را رنگ و جلای کاملاً علمی می‌دهد.
نکته‌ی دیگری که بایستی به آن اشاره نمود آن که بسیاری از متولیان هنر در این خطه از هنرمندان و نوازندگان تربت جامی عمدتاً استفاده‌ی ابزاری نمودند و هر جا برنامه و مراسمی بود از آنها به خوبی برای معرفی خود بهره بردند و در عوض در پنهان و ظاهر بر تخریب آنها همت گماشتند.
خالی از لطف نیست که اشاره کنیم وقتی فاروق کیانی در فستیوال رقص‌های فولکریک جهان در تورنتوی کانادا به روی صحنه رفت و به همراه گروهش اقدام به اجرای آیین‌های نمایشی این منطقه نمود، بزرگان موسیقی و رقص جهان که در دانشگاه‌های متعدد اروپایی و آمریکایی صاحب کرسی هستند، تمام مدت انگشت بر دهان نتوانستند بر جای خود بنشینند و ایستاده ناظر این بازی‌ها بودند.در همین فستیوال محققین و خبرنگاران به مدرسین بالح جهان توصیه کردند از این مخازن علم و هنر بهره برداری کنند. اما ما در این باره چه کرده‌ایم؟! بیاییم اگر نه بیش از بیگانگان، حداقل به اندازه‌ی آنها به این عزیزان توجه کنیم.
این گلایه را نه از جهت تخریب مسئولین بلکه صرفاً برای هشدار عرضه داشتیم، باشد که این گلایه باعث شود که عده‌ای به فکر فرو رفته و حداقل اگر امکان تحصیلات دانشگاهی و آکادمیک برای آنها میسر نیست. اقدام به تأسیس مرکزی نمایند که گروهی از جوانان مستعد منطقه در خدمت این اساتید و نوابغ روزگار امکان تلمذ پیدا نموده، تا با حذف این بزرگان از صحنه‌ی خاک،ساز، آواز و بازی‌های محلی تربت جام به خاک سپرده نشود.

 


موضوعات مرتبط: تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
[ 86/10/11 ] [ 11:3 ] [ مدیر وبلاگ ]
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، فروزش به همراه گروه تهيه كننده اين فيلم از 31 ارديبهشت امسال كار فيلمبرداري اين اثر را در نياسر كاشان آغاز كردند و پس از آن به روستاي تيمنك در تربت جام رفتند فيلمبرداري در این روستا به پايان رسيده است.و پس از انجام تدوین کار در تهران هم اکنون آماده پخش است 
فيلم «هامون و دريا»‌ چهارمين ساخته بلند سينمايي ابراهيم فروزش كارگردان صاحب‌نام سينماي ايران پس از فيلم‌هاي كليد، خمره، مرد كوچك و بچه‌هاي نفت است كه فروزش فيلمنامه آن را بر اساس كتابي به همين نام اثر عباس جهانگيريان نوشته است.
به گفته محمدرضا كريمي‌صارمي مدير امور سينمايي كانون اين فيلم به دليل مكان‌هاي فيلمبرداري و نوع قصه شايد يكي از سخت‌ترين و پر زحمت‌ترين فيلم‌هايي باشد كه در اين گونه سينمايي ساخته شده است.
وي توضيح داد فيلمبرداري در گرماي شديد كوير ايران و طوفان‌هاي شن و خطر موجودات گزنده همچون مار و عقرب از مشكلاتي بودند كه گروه با آن در اين دو ماه دست و پنجه نرم كرد ولي در عين حال كار فيلمبرداري از پيشرفت خوبي برخوردار شد تا تصاويري بكر و دلنشين از يك داستان خوب در سينماي ايران به ثبت برسد.
هامون و دريا داستان هامون نوجواني است كه به همراه مادر بزرگش در روستايي زندگي مي‌كند و بين او و دختر عمويش دريا عشقي فرازميني جاري است.
هامون نوازنده دوتار است و دريا دختري قاليباف كه با مادر و برادرش طوفان در همان روستا هر روز به صداي دل‌انگيز دوتار هامون كه استادانه نواخته مي‌شود گوش فرا مي‌دهد تا اين كه بيماري دريا و تهيه دارو براي او هامون، طوفان و تعدادي از بچه‌هاي روستا را در مسيري قرار مي‌دهد كه پر از معابر و گذرگاه‌هاي پر خطر است تا عشق واقعي دو دلباخته معنا پيدا كند.
بر اساس اين گزارش در فيلم هامون و دريا به تهيه‌كنندگي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان علاوه بر محمد طلوع مدير توليد و محمدرضا كريمي‌صارمي مجري طرح عواملي مانند تورج اصلاني به عنوان مدير فيلمبرداري، پيام سوري طراح صحنه و لباس، آفرين صادقي طراح چهره‌پردازي، محمدصالح كرماني صدابردار سر صحنه، محسن روزبهاني مسؤول جلوه‌هاي ويژه، برزو نيك‌نژاد دستيار اول و برنامه‌ريز، پيمان رجبي دستيار دوم، علي رفيع‌پور عكاس، يلدا مقري‌ منشي صحنه، رضا عسگرخاني دستيار صحنه و امير جغتايي، مهران اميريان، اميرحسين صدقي‌راد، سعيد شيرزادي و علي شفيعي به عنوان دستياران فيلمبرداري، ابراهيم فروزش را در ساخت اين اثر ياري مي‌دهند ضمن اين كه در اين فيلم بازيگراني بومي و محلي به ايفاي نقش مي‌پردازند.

 

 
 
 
 
 
در حال حاضر ساخت موسیقی آن توسط فردین خلعتبری ادامه دارد.
عکس های جدید  این فیلم را که علی رفیع پور آن را عکاسی کرده است اینجا ببینید.

منبع: kanoonparvaresh.com


موضوعات مرتبط: تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
[ 86/09/27 ] [ 15:45 ] [ مدیر وبلاگ ]

اگر این روزها به هفته نامه شهروند نو نگاهی بیندازید و پرفروش ترین سی دی موسیقی تلفیقی(پاپ و سنتی ) را در ایران جستجو کنید نام ترنج و محسن نامجو را در صدر میبینید اما این البوم بسیار متفاوت و عجیب است  با  حرفهای پست مدرنی و موسیقی تلفیقی.

«محسن نامجو» متولد سال 1355 در تربت جام است. از سال 67 با یادگیری سولفژ و نت خوانی، همچنین آموزش ردیف آوازی نزد «نصرالله ناصح پور» (که از جمله شاگردانش می توان به صدیق تعریف یا هنگامه اخوان اشاره کرد) پی گیری جدی هنر موسیقی را آغاز کرد. نامجو سال 73 وارد دانشکده تئاتر شد و سال بعد هم به دانشگاه هنرهای زیبا پا گذاشت تا موسیقی بخواند. او تاکنون برای حدود 8 نمایش موزیک ساخته که از جمله آن ها می توان «تکیه ملت» (به کارگردانی حسین کیانی) را نام برد که سال گذشته به روی صحنه رفت. همچنین «من باید برم، خیلی دیرم شده» (نوشته محمد چرم شیر و کارگردانی محمد عاقبتی).

نامجو برای چند فیلم هم موزیک متن ساخته؛ از جمله: برای آمدنت دعا می کنم (که نوروز امسال از تلویزیون ایران پخش شد)، حفره، اقوام، کنتراست، در سه ثانیه اتفاق افتاد، مرگ مرگ و... ضمناً «سامان سالور» از فعالیت های نامجو فیلم مستندی ساخته به نام «آرامش با دیازپام ده».

این موزیسین جوان از سال 82 شروع به ضبط آثار خود کرد که حاصل این کار، تهیه حدود 30 تراک در قالب 4 آلبوم منتشر نشده است؛ آلبوم هایی که نام های عجیب و غریبی هم دارند: باد و بودا، جبر جغرافیایی، ترنج و عقاید نوکانتی. تهیه کننده همه این آلبوم ها خود او بوده است. اما مشکل اینجاست که نامجو هنوز موفق نشده کارهای خود را منتشر کند. او مشکلاتی که سر راه انتشار آلبوم هایش وجود دارد را مورد به مورد شرح می دهد: «اول این که کارهای من سبک شناخته شده ای ندارند؛ یا بهتر بگویم: در هیچ سبکی نیستند!»

در اینباره باید گفت به خاطر تلفیقی بودن موزیک نامجو، نه تنها تهیه کنندگان و تولید کنندگان موسیقی، بلکه مسئولان مرکز موسیقی اداره ارشاد هم تمایل چندانی به انتشار آلبوم های نامجو ندارند.

او توضیح می دهد: «چون در کارهایم آواز سنتی با سبک هایی مثل راک و بلوز تلفیق شده و کلیشه های رایج آواز ایرانی را شکسته، مسلماً حساسیت برانگیز است. تا به حال چنین موزیکی نبوده و همه علیه اش جبهه می گیرند.»

نامجو مشکل دیگر را اشعار کارهاش می داند؛ انتخاب های او غالباً توجه برانگیز و البته دردسر ساز از آب در آمدند، چیزی که از قبل هم پیش بینی می شد و رد ترانه های او چندان غیرمنتظره نبود. علاوه بر چند شعر از حافظ و مولوی، بیشتر این ترانه ها از سروده های خود خواننده و آهنگساز هستند. نامجو می گوید: «به من می گویند چرا خودت شعر می گویی؟! بدتر هم این که می پرسند چرا از مولوی یا حافظ خوانده ای؟»

با این که استفاده از اشعار کلاسیک و کارهای شاعران بزرگ ایران، روالی پذیرفته شده و حتی مورد تایید و تاکید است، ولی یک استثنا وجود دارد و آن این که مسئولان موسیقی ایران تمایلی به خوانده شدن این اشعار توسط خوانندگان راک و همراه با این سبک موسیقی غربی ندارند. این سیاست نانوشته ایست که به شدت اعمال و تا به حال برای خوانندگان و گروه های دیگری هم دردسر درست کرده است که به عنوان بزرگ ترین نمونه، می توان به گروه راک «اوهام» اشاره کرد. اوهامی ها (که از قدیمی ترین گروه های پس از انقلاب در ایران هستند) به دلیل استفاده از اشعار حافظ در تمامی تراک هایشان، با وجود سال ها فعالیت و تلاش، هرگز موفق به گرفتن مجوز نشدند و دست آخر آلبوم هایشان را در خارج از کشور منتشر کردند.

به هرحال محسن نامجو آلبوم «ترنج» اش را به اداره ارشاد ارائه کرد ولی مطابق انتظار، نتوانست مجوز بگیرد. و حالا گرچه این جوان ناامید از انتشار قانونی آثارش، شاهد پخش زیرزمینی  CDکارهایش است ولی همچنان بر دنبال کردن سبک خود تاکید دارد و دست از ساختن، خواندن و نواختن بر نداشته است. اما به نظر می رسد سرانجام آلبوم ترنج به بازار آمده و فروش سرسام آوری هم داشته است.
موضوعات مرتبط: تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
[ 86/09/15 ] [ 19:29 ] [ مدیر وبلاگ ]

منبع دریافت تصویر سایت تربت جامhttp://www.torbatjam.com/

 


موضوعات مرتبط: تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
[ 86/08/30 ] [ 12:53 ] [ مدیر وبلاگ ]

  مزار " شيخ احمد جامي" در تربت جام 

خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪داخلي.فرهنگي.ميراث فرهنگي.تربت.جامي.عكس
تصاوير ، نمايي از مزار "شيخ احمد جامي" در تربت جام را نشان مي دهد ،

ايوان اين مسجد و مزار يكي از بزرگترين ايوانها است.

اين شهرستان در 170 كيلومتري جنوب شرقي مشهد واقع شده است ،

---> عكاس - محسن بخشنده


موضوعات مرتبط: تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
[ 86/08/26 ] [ 0:17 ] [ مدیر وبلاگ ]
شهرستان تایباد یکی از شهرستان‌های استان خراسان رضوی در شمال شرقی ایران می‌باشد. مرکز این شهرستان، شهر تایباد است. باخزر و کاریز دو شهر دیگر آن هستند. در سال ۱۳۸۵، این شهرستان تعداد ۱۴۵٬۹۹۲ نفر جمعیت داشته است.[۱]

شهر تايباد با سابقه و قدمت طولاني خود و دارا بودن آثار و بناهاي تاريخي از جمله شهرهاي كهن اين مرز و بوم مي باشد. اين شهر در مسير ارتباطي تربت جام، فريمان، سنگان، خواف، تربت حيدريه به مشهد متصل مي شود.

تاريخچه و علل پيدايش شهر تايباد در بررسي گذشته شهر تايباد در كتب تاريخي ( حبيب السير و نفحات جامي ) تايباد از جمله مراكز قديمي ايران زمين مي باشد و در حدود 700 سال پيش جمعي از اقوام مغول در اين آبادي كه به نام مغول آباد بوده زندگي مي كردند. اين قوم به علت بروز بيماري طاعون در افغانستان محل سكونت خود را ترك و به جنوب ايران رفتند و ده آباد آنان مدتي ويران بوده تا اين كه شخصي به نام تائب به فكر تجديدبنا و عمران تايباد كنوني و سهل آباد آن عصر مي افتد. ليكن اين بار هم به علت ناامني هاي مرزي دير يا زود به ويراني كشيده شده و مردم ساكن آن به اطراف متفرق مي شوند تا اين كه هنگام حمله حسام السلطنه به هرات در سال 1380 هجري و كوچاندن ايرانيان مقيم هرات به تايباد باز اين ده ويرانه اعتباري پيدا مي كند و چون مركز حكام محلي قرار مي گيرد از اطراف و اكناف علما و دانشمندان به آن جا روي مي آورند.

روند توسعه فيزيكي و مراحل توسعه شهر شهر تاريخي تايباد داراي قدمت و سابقه طولاني بوده و در گذشته خود داراي تغييرات زيادي بوده است و حمله اقوام بيگانه وقوع خشكسالي و ساير حوادث ديگر از جمله تغييرات عمده در اين شهر مي باشد و با تغييرات حركت جمعيتي شهر باعث رشد و شكوفايي در زمان هاي خاصي و يا افول در زمان هاي ديگر گرديده است. رد بخش هاي ديگر در مورد هسته اوليه شهر و مراحل رشد آن بيش تر بحث خواهد شد. محدوده شهرستان تايباد در ساليان گذشته شاهد پيش آمدها و حوادث تاريخي فراوان بوده است. از جمله حوادث مهم گذشته حمله قوم مغول، اسكندر، عرب ها، تاتارها، تركمن ها به اين منطقه بوده است. در گوشه و كنار اين شهر و روستاهاي اطراف اين شهرستان تركيبي از تيره هاي تيموري، جلالي، يوسفي، يعقوبي، يحيايي و رسولي وجود دارد. وجود قبرستان هاي طايفه اي وسيع در گوشه و كنار شهر و اطراف نشان از وجود جمعيت هاي گوناگون در گذشته دور دارد. قبرستان ها و از اين جهت طايفه اي خوانده اند كه هر تيره و هر خانواده بزرگ و گسترده براي خود گورستاني دارد . نژاد مردم شهر تايباد از نوع سفيدپوست و تيره مديترانه اي است و به علت نزديكي به شمال شرق ايران تحت تأثير اين دو منطقه قرار گرفته است. زبان مردم شهر تايباد فارسي دري است و به لهجه خراسان جنوبي ( هم ريشه لهجه بيرجندي و قايني ) ‌صحبت مي نمايند.

مردم شهر تايباد مسلمان  و اكثريت آن ها اهل تسنن و حنفي مذهب مي باشند. از جمله خصوصيات اعتقادي آن ها، پايبندي به اعتقادات مذهبي و فرامين ديني مي باشد. وجود مدرسه علمیه در شهر و طلاب علم كه كار بحث و تحقيق و تفسير و فقه حنفي را دنبال مي كنند در استحكام اعتقادات ديني و اسلامي مؤثر مي باشد. از مساجد قديمي شهر كه قدمت تاريخي دارند در ايام و مناسبت هاي مذهبي جهت اجراي مراسم مذهبي استفاده مي شود.

شهر تايباد مركز شهرستان تايباد مي باشد واولين نقطه شهري اين شهرستان است. اين شهر در موقعيت جغرافيايي 60 درجه و 45 دقيقه طول جغرافيايي و 33 درجه و 34 دقيقه عرض جغرافيايي در 60 كيلومتري جنوب تربت جام و 225 كيلومتري جنوب شرقي مشهد واقع شده است. ارتفاع اين شهر از سطح آب هاي آزاد 800 متر گزارش شده است.جمعیت این شهردر سال ۱۳۸۵، برابر با ۴۷٫۵۳۵ نفر بوده  است.

 

موضوعات مرتبط: تربت جام ،تایباد،صالح آباد ،باخرز و ....
[ 86/08/20 ] [ 8:43 ] [ مدیر وبلاگ ]
[ 86/08/12 ] [ 14:19 ] [ مدیر وبلاگ ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ مستقل است و هیچ وابستگی حزبی یا جناحی ندارد .
حق هر شهروند است تا در دنیای مجازی اینترنت تریبونی کاملا شخصی داشته باشد.
و دیدگاه ها و علایق خود را در آن منتشرنماید
یادداشت ،شعر، مقالات سیاسی وحقوقی، عکس ،خاطرات، انعکاس اخبار ایران و جهان ،اطلاعیه های آموزشی و اعلام نمرات درسی مطالب این وبلاگ را تشکیل می دهند.


مشخصات مدیر وبلاگ:
جلیل رحیمی جهان آبادی
متولد تربت جام
دکترای روابط بین الملل