90/11/10
نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 7:59 | لینک
|
90/11/10
با من اكنون چه نشستنها، خاموشيها
با تو اكنون چه فراموشيهاست
چه كسي ميخواهد
من و تو ما نشويم
خانهاش ويران باد
من اگر ما نشوم، تنهايم
تو اگر ما نشوي،
خويشتني
از كجا كه من و تو
شور يكپارچگي را در شرق
باز برپا نكنيم
از كجا كه من و تو
مشت رسوايان را وانكنيم
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر ميخيزند
من اگر بنشينم
تو اگر بنشيني
چه كسي برخيزد؟
چه كسي با دشمن بستيزد؟
چه كسي
پنجه در پنجهي هر دشمن دون
آويزد
دشتها نام تو را ميگويند
كوهها شعر مرا ميخوانند
كوه بايد شد و ماند،
رود بايد شد و رفت،
دشت بايد شد و خواند
در من اين جلوهي اندوه زچيست؟
در تو اين قصهي پرهيز كه چه؟
در من اين شعلهي عصيان نياز،
در تو دمسردي پاييز - كه چه؟
حرف را بايد زد!
درد را بايد گفت!
سخن از مهر من و جور تو نيست
سخني از
متلاشي شدن دوستي است،
و بحث بودن پندار سرور آور مهر
آشنايي با شور؟
و جدايي با درد؟
و نشستن در بهت فراموشي ـ
ـ يا غرق غرور؟!
سينهام آينهاي است
با غباري از غم
تو به لبخندي از اين آينه بزداي غبار
آشيان تهي دست مرا،
مرغ دستان تو پر ميسازد
آه مگذار، كه دستان من آن
اعتمادي كه به دستان تو دارد به فراموشيها بسپارد
آه مگذار كه مرغان سپيد دستت
دست پرمهر مرا سرو تهي بگذارد
من چه ميگويم، آه...
با تو اكنون چه فراموشيها؛
با من اكنون چه نشستنها، خاموشيهاست
تو مپندار كه خاموشي من،
هست برهان فراموشي من
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر ميخيزند»
( شاعر حميد مصدق)
با تو اكنون چه فراموشيهاست
چه كسي ميخواهد
من و تو ما نشويم
خانهاش ويران باد
من اگر ما نشوم، تنهايم
تو اگر ما نشوي،
خويشتني
از كجا كه من و تو
شور يكپارچگي را در شرق
باز برپا نكنيم
از كجا كه من و تو
مشت رسوايان را وانكنيم
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر ميخيزند
من اگر بنشينم
تو اگر بنشيني
چه كسي برخيزد؟
چه كسي با دشمن بستيزد؟
چه كسي
پنجه در پنجهي هر دشمن دون
آويزد
دشتها نام تو را ميگويند
كوهها شعر مرا ميخوانند
كوه بايد شد و ماند،
رود بايد شد و رفت،
دشت بايد شد و خواند
در من اين جلوهي اندوه زچيست؟
در تو اين قصهي پرهيز كه چه؟
در من اين شعلهي عصيان نياز،
در تو دمسردي پاييز - كه چه؟
حرف را بايد زد!
درد را بايد گفت!
سخن از مهر من و جور تو نيست
سخني از
متلاشي شدن دوستي است،
و بحث بودن پندار سرور آور مهر
آشنايي با شور؟
و جدايي با درد؟
و نشستن در بهت فراموشي ـ
ـ يا غرق غرور؟!
سينهام آينهاي است
با غباري از غم
تو به لبخندي از اين آينه بزداي غبار
آشيان تهي دست مرا،
مرغ دستان تو پر ميسازد
آه مگذار، كه دستان من آن
اعتمادي كه به دستان تو دارد به فراموشيها بسپارد
آه مگذار كه مرغان سپيد دستت
دست پرمهر مرا سرو تهي بگذارد
من چه ميگويم، آه...
با تو اكنون چه فراموشيها؛
با من اكنون چه نشستنها، خاموشيهاست
تو مپندار كه خاموشي من،
هست برهان فراموشي من
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر ميخيزند»
( شاعر حميد مصدق)
نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 11:34 | لینک
|
90/11/10
نمره نهایی درس حقوق بین الملل عمومی ۲ اعلام شده است دانشجویان عزیز می توانند برای مشاهده نمرات خود به سایت دانشگاه مراجعه نمایند نمره اعلام شده جمع نمرات میان ترم و پایان ترم و نمره کلاسی می باشد.
انشالله نمرات اصول روابط بین الملل و سیاست خارجی قدرتهای بزرگ تا فردا سه شنبه اعلام خواهد شد
نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 11:23 | لینک
|
90/11/10
ما برنده ایم اگر حضوری پر شور و پررنگ داشته باشیم ما برنده ایم اگر بر یاس و نا امیدی غلبه کنیم ما برنده ایم اگر به توانمندی خود ایمان بیاوریم ما برنده ایم اگر باور کنیم رای ما سرنوشت انتخابات را رقم خواهد زد فاصله ما تا پیروزی ایمان به حمایت خدا ؛ تکیه بر اتحاد ؛باور حق رای و ایمان به پیروزی است.
حضورمان را باور کنیم انتخاب حق ماست
نگذاریم ما را به فضای دلسردی و دوری از فضای انتخابات سوق دهند که تنها راه فرار رقیب از شکست حتمی حضور کم رنگ ما در انتخابات است
پرشورتر ار همیشه به فرزندانمان درس خود باوری بیاموزیم
و ۱۲ اسفند۹۰ رادر تاریخ این سرزمین ماندگار کنیم
نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 8:5 | لینک
|
